|
اینم یه پوستر جدید با تشکر از شادی عزیز 

زنگی نشوید
آب دستتان است روی هوا ول کنید بروید دایره زنگی را ببینید. اولین ساخته پریسا بختآور از آن فیلمهایی است که اصلن انتظارش را ندارید. یعنی توقع ندارید سینمای ایران بتواند شما را غافلگیر کند. - پوستر عامه پسند دایره زنگی که روی سردر سینماها خودنمایی میکند نباید شما را گول بزند. آخر فکر میکنید با یک فیلم درجه جیم طرف هستید ولی نه اشتباه نکنید دایره زنگی چند سروگردن از سینمای ایران بالاتر است. ریتم تند فیلم که توسط کات و برشهای سریع هایده صفییاری در مقام تدوینگر حضور داشته باعث میشود دلتان برای سکانسهایی که همین چند لحظه قبل از جلوی چشمتان عبور کرده تنگ شود. - از همان تیتراژ اول فیلم متوجه خواهید شد چه میگویم. کاش شما هم الان دایره زنگی را دیده بودید. چون اگر کلیدهای فیلم لو برود حس بار اول دیدن دایره زنگی از بین خواهد رفت. آخر لاکردار بدجوری به تماشاگرش رودست میزند. - اگر غافلگیری را از سینما بگیرید هنر هفتم نابود است. برای همین سینما به عنوان پناهگاهی برای کسانی است که میخواهند از زندگی روتین بدون هیجان فاصله بگیرند. سینما به همراه فوتبال آخرین امید نسل ما است. نسلی روبه انقراض از کرگدنها و هیولاها. کسانی که نمیتوانید لنگهشان را همه جا پیدا کنید. آنهایی که نمیخواهند شبیهه بقیه باشند. برای همین هر کسی توان درکشان را ندارند. - "دایره زنگی" طناز است اما طنزی ویرانكننده دارد. دیگر همه چيز در حد لبخند و قهقه باقی نمیماند. قصهای سراسر خنده که یک جاهایی از ترس به خودتان خواهید لرزید. آنجایی که رامین نه محمد از بالای آن خانه شیرین را میبیند که با آن پسره مو بلنده سوار ماشین شد و رفت. بعد بدو بدو میآید پایین و آن نمایی که پریسا بختآور به ما و او نشان میدهد خیلی خیلی ویرانکننده است. - هر چقدر اول فیلم خندیدهاید آن آخرها بدجوری از دماغتان در میآورد. آنقدر که شیرین هم حاضر نمیشود محمد را فراموش کند. حتی وقتی توی ماشین آن پسر مو بلنده نشسته دارد دیالوگ میگوید یک جایی حواسش پرت میشود. نفسش بالا نمیآید. نمیتواند صافی و پاکی محمد را فراموش کند. همانجایی که میگوید رامین یعنی مثل کف دست. ولی چه فایده شیرین یک جایی در حقش نامردی کرد که هیچ جوره نمیتواند روحش را از شر آن خلاص کند. - پریسا بختآور آنقدر جسور است که در لابلای خنده و رنگهای شاد، تناقضها و بحرانهای اجتماعی جامعهی کنونی را نشانمان دهد. جامعهای مستاصل و به بن بست خورده که به جای درمان دست به دامن رفتارهای خشن شده است. "دايره زنگی" فيلمی است گرم و هشداردهنده ...
بررسي هوش هيجاني در شخصيت " مسعود شصتچي " :
مسعود شصتچي با وجوديکه سالها در اداره ثبت احوال فسيل شده ، اما بخوبي توانسته زمانيکه در موقعيتهاي جديد و متفاوت قرار ميگيرد بخوبي بايستد و ادامه دهد .
باوجوديکه در اول هر مرحله سعي ميکند به طرف مقابلش بفهماند که ماجرا چيست اما به دليلي ( مثل فرار از پليس ) نقش جديد را مي پذيرد .
اما جالب اينجاست که اين آدم به ظاهر چلمن بخوبي مي تواند در نقشهاي جديد جا بيفتد .
اينجاست که بحث هوش هيجاني اين شخصيت مطرح مي شود .
درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود
شصتچي با وجوديکه در ابتداي هر مرحله اطلاعات زيادي از آن حرفه يا هنر ندارد اما با اندکي توجه به شرايطش و اطرافيانش و با درنظر گرفتن موقعيت ممتاز شخصيت اصلي که خودش به جاي او گرفته شده ( به دليل عقده هايي که در گذشته داشته مثل ناديده گرفته شدن ) جو گير شده و سعي کرده به بهترين نحو از شرايط بهره برد
همراه شدن با پزشکان در جراحي و کنفرانس پزشکي ، سعي در اجراي نظم در محدوده فعاليت کلانتري ، خواندن مداوم شعر " ليست خريد " که مدام به به بشنود و ...
در واقع تازه دارد استعدادهاي نهفته شصتچي بروز مي يابد
|