سلام بچه ها
میدونستین بهاره رهنما با مهران مدیری آشنایی نزدیک و خانوادگی داره
حرفهای بهاره رهنما رو بخونین:
من در انتخاب نقش بسیار سخت گیرم اما نقش را که قبول میکنم سعی میکنم آن را به بهترین شکل ارائه دهم و در این راه ادای آدمهای جدی را هم درنمی آورم.
مثلا به دلیل آشنایی نزدیک و خانوداگی با مهران مدیری و نقش همسرم در سریالهای اخیر ایشان همواره این فرصت برایم مهیا بوده که در آثار او بازی کنم اما این اتفاق فقط در "مرد هزار چهره" برایم افتاد. چون تجربه خیلی خوبی از همکاری با مدیری در دایره زنگی داشتم و همان زمان گفتم که دوست دارم در سریال جدید او بازی کنم.
از بازی در این سریال هم خوشحالم
راستی یه چیز جالب پریا قاسم خانی ( دختر پیمان و بهاره رهنما) به مادرش میگه :مامان تا کی میخوای نقش دخترهای جوانی رو بازی کنی که در فیلمها یا عاشق میشوند یا عاشقش میشوند
اینم نظر هنرمندان در مورد مرد هزار چهره:
امیر حسین صدیق : آن شبهایی که تیزر برنامه ها از تلویزیون پخش میشد با رامبد داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که تیزر کار رامبد پخش شد
زدیم کانل دیگر دیدیم تیزر کار مهران مدیری پخش میشد
رامبد همان لحظه به من گفت: این سریال خوبی است این را مردم تماشا میکنند کار من را کسی تماشا نمیکند
رامبد جوان: مهران مدیری یک آدم ثابت قدم و باهوش است که مسیر کاری خود را انتخاب کرده است . البته شاید مثل همه آدمه یک لحظه خودش را تکرار کند اما چیزی که مشخص است این است که مدیری کارش را خوب بلد است
مجید اوجی ( تهیه کننده نشانی) : مهران مدیری یک انسان دوست داشتنی است که که اگر ساعتها در تلویزیون فقط حرف بزند من مینشینم و تماشایش میکنم.
محسن قاضی مرادی: سریال مهران مدیری را دیدم خوب بود و حرفی برای گفتن داشت.
علی صالحی: مهران مدیری استاد طنز است هر برنامه ای بسازد مردم نگاه میکنند و لذت میبرند.

دایره زنگی
ديشب با تني چند از دوستان راهي آخرين سانس تنها سينماي محلهمان شديم و بالاخره « دايره زنگي » را ديديم ، فيلمي كه در اكران نوروزي هم صدرنشين بود و تا به حال با فروش 500 ميليوني حتي از « مجنون ليلي » هم كه محمدرضا گلزار را به مثابه دفتر چاپ اسكناس بانك مركزي در زمينش دارد، بيشتر فروخته.خب اين البته از نظر من نشانه خوبي است و دستكم نشانه اين است كه حتي در ژانر فيلمهاي مفرح هم مردم از فيلمنامه و پرداخت خوب و آبرومند استقبال ميكنند و آنقدر هم كه آقايان سينماگر ميگويند چشم و گوش بسته و سادهپسند نيستند. به نظرمن نقطه قوت « دايره زنگي » فيلمنامه اصغرفرهادي است. پريسا خانم بختآور كه پيش از اين مجموعههای تلويزيوني مثل "من یک مستأجرم"، "یادداشتهای کودکی"، "پشت کنکوریها" و"افزونهخواه کوچک" را ساخته بود در اولين تجربه سينمايياش اين شانس را داشته كه همسر اصغر آقاي فرهادي باشد و از فيلمنامه خوب او و تجربيات درخشانش در كارهاي خيلي خوبي مثل "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" استفاده كند. – قابل توجه آنهايي كه ميگويند ازدواج فرقوني چند ؟ - به هر حال براي مني كه خيلي به طرح دغدغههای اجتماعی در سينما و ادبيات علاقهمندم ،
« دايره زنگي » نمونه نسبتا خوبي است كه برعكس اكثر توليدات سينماييمان در طرح مسئله اجتماعي شعارگونه و تصنعي هم برخورد نميكند و ساده و سرراست حرفش را ميزند.البته آدمهاي « دايره زنگي » هم مثل نود و نه درصد آدمهاي سينماي ما – و البته جامعه ما – متاسفانه از هرگونه دغدغه اخلاقي و درگيري دروني
با خودشان عميقا خلاصاند! و براي همين هم براي شخص من آدمهاي چندان جذابي نيستند.اگر هم درگيري و كشمكش اخلاقياي در اين ميان وجود دارد بيشتر شامل درگيريهاي سطحي مذهبي
است.
پينوشت : اين يادداشت را هم بخوانيد درباره « دايره زنگي » . طرف انگار خيلي پاستوريزه بوده كه با تماشاي فيلمي مثل« دايره زنگي » كه تازه نصفش هم سانسور شده تمام مدت بدنش ميلرزيده : )
در « دايره زنگي » هم ماجرا به همين ترتيب است.با وجود اين شخصيتها خوب ساخته و پرداخته شدهاند.شخصیت شیرین (باران کوثری) به نظرم خوب درآمده و بازي باران هم به نظرم خوب است. اما باز هم يك جاهايي از كار ميلنگد.مثلا رابطه باران كوثري با صابر ابر به نظرم زيادي آبكي درآمده و زن و مردي كه تنها يك شب است با هم آشنا شدهاند قطعا نميتوانند رابطهاي تا اين حد صميمانه و حتي عاشقانه و همراه با غيرتهاي عاشقي داشته باشند! از اين كه بگذريم اميد روحاني هم كه در نقش يك مرد خانواده مذهبي با تفكر سنتي بازي كرده است به نظرم شخصيت پادرهوايي است. از آن مردهاست كه زياد « قدقد » ميكنند و من اساسا حوصلهشان را ندارم اما تضادهايي هم در پردازش اين شخصيت هست كه نميدانم عامدانه بوده يا اشتباهي ! اين آقاي مذهبي با آن عقايد خشك و ذهنيت بستهاش يك گردنبند رولكس دارد و يقه پيراهنش تا جاهاي نامربوطي باز است با وجود اين به جان همسايهها افتاده كه حق نداريد روي پشت بام دايره زنگي – ماهواره – بگذاريد ! در هر حال در يك نگاه كلي « دايره زنگي » شكل مفرحتر و بانشاط تر همان « چهارشنبهسوري » است. هر دو داستان در فضاهاي آپارتماني ميگذرند و ساختار روايي و حتي تدوين مشابهي دارند. نوع معرفي و روايت هاي بريده بريده و ناتمامي كه درباره شخصيتهاي داستان ارائه ميشود هم مثل « چهارشنبهسوري » است . شخصيتها در مقاطعي وارد داستان ميشوند و خيلي بجا و بموقع هم خارج ميشوند.اين طوري ذهن بيننده هم به كار ميافتد و مجبور ميشود كمي حدس بزند و گمانهزني و فكر كند. از طرفي بعضي كليشههاي رفتاري از جمله « رياكاري » موجود در جامعه ما هم به خوبي و با تهمايهاي از طنز در اين فيلم به چالش كشيده شدهاند. مثلا بچه مدرسهايهاي فيلم وقتي كه قرار ميشود بروند دم خانه خانم مدير مدرسهشان كه اتفاقا همسايه آنهاست با مقنعه و لباس مدرسه ميروند؛ يا وقتي كه خانم مدير با تحقير و نفرت درباره زنان خياباني حرف ميزند و مدام تكرار ميكند « زن خراب » ، « زن خراب » دختر كوچولويش ميپرسد : « مامان زن خراب يعني چه ؟ » خانم مدير درمانده ميگويد : « يعني زن مريض » ! و خب ذهن خلاق و كودكانه بچه هم نتيجه ميكيرد كه : « خب آخه مامانبزرگ هم كه مريضه ؟! »
و خب اينها اشارات ظريف و خوبي است به نظرم كه در فيلمنامه فرهادي آمده. اما فیلمبرداری دوربین روی دست من را كه اذيت كرد.به نظر من يك كم شورش را درآورده بودند.راستي تا يادم نرفته بگويم كه « مهران مديري » اين فيلم خوب بود و بهتر از هميشه . بازيهاي اضافي نداشت و كمي از آن كليشه هميشگياش فاصله گرفته بود.البته فيلم به طور كلي فيلم لوكسي است چون حتي براي كوچكترين نقشها هم از چهرههاي شناخته شده استفاده شده است
ازوبلاگ فهیمه خضر حیدری