تبليغاتX
اي غريبه غم مخور من هم غريبم
منوي اصلي
لينکهاي سريع

وضعیت در یاهو


آرشيو مطالب
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته اوّل اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم فروردین 1387
» هفته اوّل فروردین 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته سوم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته اوّل اسفند 1386
» هفته چهارم بهمن 1386
» هفته سوم بهمن 1386
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته چهارم دی 1386
» هفته سوم دی 1386
» هفته دوم دی 1386
» هفته اوّل دی 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته سوم آذر 1386
» هفته دوم آذر 1386
» هفته اوّل آذر 1386

جدیدترین اخبار سینمای ما
شما می توانید جدیدترین اخبار (10 خبر آخر) سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگی فیلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

پیام مدیر و تبلیغات

به وبلاگ هواداران مهران مدیری خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.

گلشيفته فراهاني ستاره سينماي ايران
جشنواره ی سینمای ایران


مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است+ دنیای تصویر و هوادارانش

  

ایسکانیوز مرد هزار چهره» ،« پیامک از دیار باقی»،«نشانی» و «قرارگاه مسکونی» از جمله سریال های نوروز امسال بود که با محتوایی طنزگونه از شبکه های مختلف سیما پخش شد

 

سریال های نوروزی امسال را از جنبه های گوناگون با منتقدان ، نویسندگان و روزنامه نگارانی چون جلیل اکبری صحت، رضا درستکار، شاپور عظیمی و مهدی طاهری به بحث نشسته است که ماحصل این گفت گو را در زیر می خوانید:

"رضا درستکار" منتقد سینمادر خصوص مجموعه طنز «مرد هزار چهره» گفت:سریال "مرد هزار چهره" نقطه ای مثبت در آثار مهران مدیری بود و مهران مدیری دراین مجموعه بسیار خوب و موفق عمل کرده است

وی معتقد است استقبال مردم از سریال های نوروزی برای تلویزیون توفیق بزرگی است و این که مخاطب چند ساعت پای تلویزیون می نشیند برای تلویزیون موفقیت بزرگی محسوب می شود.
وی اظهارداشت: مرد هزار چهره، پیامک از دیار باقی و قرارگاه مسکونی به ترتیب موفق ترین مجموعه های نوروزی بوده اند

 

"شاپور عظیمی" مدرس ، مترجم و نویسنده سینما ،در خصوص سریال هایی که در ایام عید پخش می شد، گفت:

* مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است

وی مهران مدیری را یک استثنا دانست و خاطر نشان کرد: مهران مدیری خودش مرد هزار چهره است ،و قابلیت های زیادی در عرصه بازیگری و کارگردانی دارد هر چه تلویزیون به او می گوید، می پذیرد و سیاست های تلویزیون را به خوبی رعایت می کند.
عظیمی افزود: مدیری تسلط بسیار خوبی بر کارش دارد و همین که هر دوره ای کلماتی را در بین مردم جا می اندازد، خود یکی از عوامل موفقیت مهران مدیری است، مثلا امسال گفتن (به به و خیلی ممنونم) در جامعه جا افتاده که این موفقیتی برای او محسوب می شود.

علیرضا خمسه بازیگر فوق العاده ای که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود

اکبری صحت در ادامه در خصوص مجموعه «مرد هزار چهره» خاطر نشان کرد: شبکه سه بعد از شبکه یک بیشتر مردم را درگیر خود کرد. برای علیرضا خمسه خوشحالم که دوباره دیده شد زیرا بازیگر فوق العاده ای است که از توانایی هایش کمتر استفاده می شود.
وی یادآور شد: سریال مهران مدیری سوء تفاهمات زیادی را پدید آورد و نشان داد جامعه ما هنوز در مقابل هر گونه نقدی واکنش های بسیاری نشان می دهد و این یک مساله ملی است .
این سریال رگه هایی داشت که هم با طنز نسبت بسیار نزدیکی داشت و هم با شرایط اجتماعی ما و هم به علایق بینندگان ما نزدیک بود
و واقعیت این است که مردم مهران مدیری را دوست دارند. ممکن است مجموعه هایی را از مهران مدیری ببینند اما نخندند اما حتما می بینند.

مهران مدیری ستاره بلامنازع طنز در عرصه تلویزیون

اکبری صحت با اشاره به توانایی های مدیری در حوزه طنز تصریح کرد:مهران مدیری در این ده سال ستاره بلامنازع طنز و خنده کشور ما در عرصه تلویزیون بوده است.
نوع بازی مهران مدیری مخصوصا در قسمت های آخر بهتر شد و او باز نشان داد قدرت این که تکیه کلام را در میان مردم جا بیندازد را حفظ کرده است.
وی افزود:سریال مرد هزار چهره تا زمانی که به خانه مافیایی برسد موفق تر بود شاید به این دلیل مدیری وارد خانه مافیایی شد تا وارد فضایی شود که همه چیز را غیر واقعی نشان دهد،تنها نقطه قوت خانه مافیایی حضور علیرضا خمسه بود. من توقع داشتم در پایان سریال مشخص شود که او تاجر اسلحه اسباب بازی بوده است و در آن قسمت که با شاعران و هنرمندان شوخی کرد، جراحی های این سریال از وقایع اجتماعی جراحی های سخت و بی رحمی بود اما بسیار خوب بود کشوری که قرار است نقد شود در مرحله اول باید هنرمندانش نقد شوند .

* طنز مدیری صریح تر و گزنده تر شده است

مهدی طاهری روزنامه نگار گفت: رویکرد مدیری به حوزه مسائل اجتماعی بیشتر شده است و طنزش مقداری صریح ترو گزنده شده است، جنبه طنز قبلی کمرنگ شده بود و این نشاهنده این است که حوزه مسائل اجتماعی خودش را به حوزه طنز کشیده است و گفتگویی که در این سریال ها ست جدی تر شده است.
وی افزود: من شخصا محدویت ها را در نظر می گیرم که طنز پردازی چون
مدیری محدودیت هایی دارد که ممکن است در این فرصتی که در اختیارش قرار دارد می توانسته این کار را انجام دهد و از این فرصت استفاده کند و مردم هم باید این محدودیت ها را درک کنند که کارگردان حرف نهاییش را در این زمان زده است.

 

              

                                             دنياي تصوير و هوادارانش‌

اواخر سال گذشته خبر توقيف مجله دنياي تصوير همه اهالي سينما و علاقه‌مندان به هنر هفتم را بهت زده كرد اما اين طرفداران به تعطيلات نوروز رفتند و بهت خود را فراموش كردند و در تعطيلات آنقدر بهشان خوش گذشت كه اصلا به اين فكر نكردند كه سال 87 را بدون دنياي تصوير چگونه بگذرانند. آنها وقتي كه از تعطيلات هم برگشتند چون خيلي خوش گذشته بود و مسعود شصتچي باعث داغ شدن تنور پيامك‌هاي كوتاه شده بود باز هم به بهت اواخر سال گذشته خود فكر نكردند و هي به هم پيامك زدند و گفتند خونمون، خونتون، خونشون و... كه دنياي تصوير يادشان رفت تا اين‌كه مدير مسوول دنياي تصوير از سفر نوروزي برگشت و ديد نه بابا انگار اشتباهي آمده و طرفدارانش چندان هم به فكر دنيايي كه ديگر تصوير ندارد نيستند بنابراين تصميم گرفت كه آستين بالا بزند و با صداي بلند بگويد بابا ماجراي مسعود شصتچي تمام شد به فكر دنيايي باشيد كه در يكي از برنامه‌هايش به خالق شصتچي جايزه داد و باعث شد كه نبوغ او گل كند و امسال بتواند مردم را با خلق شخصيتي به نام مسعود غافلگير كند اما اكنون اين دنيا كه نامش تصوير بود تعطيل شده و ديگر نيست تا به نابغه‌ها يادآوري كند كه خلاقيت دارند، صاحب اين دنيا آنقدر توانايي داشت كه حرفش را به گوش بزرگان سينما برساند و به آنها هم يادآوري كند كه دنياي تصوير نيست و آنها هم بيانيه دادند كه توقيف دنياي تصوير به سينماي ايران لطمه مي‌زند.

صاحب دنياي تصوير وقتي فهميد هم صنفي‌هايش حرفشان برو ندارد به سراغ دانشجويان رفت و به آنها يادآوري كرد كه بابا اس.ام.اس بازي بس است. مسعود شصتچي رفت و به خاطرات پيوست پس نگذاريد دنيايي كه يك عالمه تصوير داشت هم به خاطرات بپيوندد و چنين شد كه دانشجويان هم از مسوولان خواستند كه همان‌گونه كه از گناهان مسعود شصتچي گذشتند گناهان دنياي پر از تصوير را هم ناديده بگيرند و بگذارند كه اين دنيا به خونمون، خونتون، خونشون بياد.

حال بايد منتظر ماند و ديد كه دنياي تصوير به چه آينده‌اي دچار مي‌شود.

سارا بختياري‌


 

     

من هم گريه كردم‌

پايان سريال نيز توجه نويسندگان مختلفي را به خود جلب كرد. در مطلبي با عنوان «فراتر از يك مجموعه طنز» مي‌خوانيم: «قسمت سيزدهم بيش از اونكه بخندونه، به گريه انداخت... قصه مديري و شصتچي، قصه خيلي از ماهاست. قصه دكترها و دزدها و پليس‌ها و ادبا و... هم همين‌طور. اونايي كه دوست دارن، چيزايي‌رو كه تو زندگي دارن دوست داشته باشن و ديگراني كه فقط دوست دارن چيزايي‌رو كه تو زندگي ندارن بهش اضافه كنن... اينجا ديگران، متوجه موقعيتي كه خواسته يا ناخواسته به‌وجودش آوردن شدن و داستان به خوبي و خوشي به پايان رسيد.

اما آيا مايي كه تو زندگي‌مون مسبب مشكلات مشابه براي كساني هستيم كه نمي‌خوان مث ما زندگي كنن، متوجه كارهامون مي‌شيم؟» نويسنده‌اي ديگر در مطلبي با عنوان «خداحافظ كارمند ساده بايگاني ثبت احوال شيراز» مي‌نويسند: «وقتي آن گريه ديدني شصتچي را در سكانس آخر دادگاه ديدم... بغض گلوم روگرفت. دلم مي‌خواست خودم هم مثل بقيه از مهران مديري تشكري كرده باشم».

و دست آخر اين كه علي شكوري‌راد، نماينده پيشين مجلس در وب‌ سايت شخصي خود درباره اين سريال مي‌نويسند: «حقيقت آن است كه ما مسخره شده‌ايم. نه به ‌عنوان پزشك و نه در اين سريال تلويزيوني، به گزاف نمي‌گويم هنگام ديدن اين قسمت از سريال، به جامعه خودمان در اين 3 سال گذشته فكر مي‌كردم، جامعه ما هم مانند آن جمعيت نشسته در سالن، حرف‌هاي حيرت‌آور را بادهان باز گوش داده و برخي هم آنچه را فهميده نمي‌شده است، به حساب شجاعت، فضل و كرامت سخنران گذاشته‌اند. حال بايد منتظر بنشينيم تا صحنه مشابه چنان دادگاهي كي برپا شود تا دكتر طبيبيان‌هاي ظاهر بين و زودباور و سرگرد فلاني متوهم و خوش خيال و لابد برخي خام‌انديشان مدعي بفهمند و در جايگاه مدعي قرار بگيرند و به‌ خاطر سوءاستفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمي شوند كه اصرار دارد از خود دفاع كند و بگويد من يك كارمند ساده بودم كه جهل مرا جو گير كرد و به اينجا رساند كه امروز با اين عنوان محاكمه شوم.»

نوشته شده توسط آتنا در شنبه 7 اردیبهشت1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری و بهاره رهنما

سلام بچه ها

میدونستین  بهاره رهنما با  مهران مدیری آشنایی نزدیک و خانوادگی داره

حرفهای بهاره رهنما رو بخونین:

من در انتخاب نقش بسیار سخت گیرم  اما نقش را که  قبول میکنم سعی میکنم  آن را به بهترین شکل ارائه دهم و در این راه ادای آدمهای جدی را هم درنمی آورم.

 مثلا به دلیل آشنایی نزدیک و خانوداگی با مهران مدیری  و نقش همسرم در سریالهای اخیر ایشان همواره این فرصت برایم مهیا بوده که در آثار او بازی کنم  اما این اتفاق فقط در "مرد هزار چهره" برایم افتاد. چون تجربه خیلی خوبی  از همکاری با مدیری  در دایره زنگی  داشتم  و همان زمان گفتم که دوست دارم  در سریال جدید او بازی کنم.

از بازی در این سریال هم خوشحالم

راستی یه چیز جالب پریا قاسم خانی ( دختر پیمان و بهاره رهنما) به مادرش میگه :مامان تا کی میخوای  نقش دخترهای جوانی رو بازی کنی  که در فیلمها یا عاشق میشوند یا  عاشقش میشوند

 

اینم نظر  هنرمندان در مورد مرد هزار چهره:

امیر حسین صدیق :  آن شبهایی که تیزر برنامه ها از تلویزیون پخش میشد  با رامبد داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که تیزر کار رامبد پخش شد

زدیم کانل دیگر دیدیم تیزر  کار مهران مدیری پخش میشد

رامبد همان لحظه به من گفت:  این سریال خوبی است این را مردم تماشا میکنند کار من را کسی تماشا نمیکند

 

رامبد جوان: مهران مدیری یک آدم ثابت قدم و باهوش است که مسیر کاری خود را انتخاب کرده است . البته شاید  مثل همه آدمه یک لحظه خودش را تکرار کند  اما چیزی که مشخص است این است که مدیری کارش را خوب بلد است

مجید اوجی ( تهیه کننده نشانی) : مهران مدیری یک انسان دوست داشتنی است که  که اگر ساعتها در تلویزیون فقط حرف بزند  من مینشینم و تماشایش میکنم.

 

محسن  قاضی مرادی: سریال مهران مدیری را دیدم  خوب بود و حرفی برای گفتن داشت.

 

علی صالحی:  مهران مدیری استاد طنز است هر برنامه ای بسازد مردم نگاه میکنند و لذت میبرند.

 

 

       

 

 

                                         دایره زنگی

ديشب با تني چند از دوستان راهي آخرين سانس تنها سينماي محله‌مان شديم و بالاخره « دايره زنگي » را ديديم ، فيلمي كه در اكران نوروزي هم صدرنشين بود و تا به حال با فروش 500 ميليوني حتي از « مجنون ليلي » هم كه محمدرضا گلزار را به مثابه دفتر چاپ اسكناس بانك مركزي در زمينش دارد، بيشتر فروخته.خب اين البته از نظر من نشانه خوبي است و دست‌كم نشانه اين است كه حتي در ژانر فيلم‌هاي مفرح هم مردم از فيلمنامه و پرداخت خوب و آبرومند استقبال مي‌كنند و آنقدر هم كه آقايان سينماگر مي‌گويند چشم و گوش بسته و ساده‌پسند نيستند. به نظرمن نقطه قوت « دايره زنگي » فيلمنامه اصغرفرهادي است. پريسا خانم بخت‌آور كه پيش از اين مجموعه‌های تلويزيوني مثل "من یک مستأجرم"، "یادداشت‌های کودکی"، "پشت کنکوری‌ها" و"افزونه‌خواه کوچک" را ساخته بود در اولين تجربه سينمايي‌اش اين شانس را داشته كه همسر اصغر آقاي فرهادي باشد و از فيلمنامه خوب او و تجربيات درخشانش در كارهاي خيلي خوبي مثل "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" استفاده كند. – قابل توجه آنهايي كه مي‌گويند ازدواج فرقوني چند ؟ - به هر حال براي مني كه خيلي به طرح دغدغه‌های اجتماعی در سينما و ادبيات علاقه‌مندم ،
« دايره زنگي » نمونه نسبتا خوبي است كه برعكس اكثر توليدات سينمايي‌‌مان در طرح مسئله اجتماعي شعارگونه و تصنعي هم برخورد نمي‌كند و ساده و سرراست حرفش را مي‌زند.البته آدم‌هاي « دايره زنگي » هم مثل نود و نه درصد آدم‌هاي سينماي ما – و البته جامعه ما – متاسفانه از هرگونه دغدغه اخلاقي و درگيري دروني

با خودشان عميقا خلاص‌اند! و براي همين هم براي شخص من آدم‌هاي چندان جذابي نيستند.اگر هم درگيري و كشمكش اخلاقي‌اي در اين ميان وجود دارد بيشتر شامل درگيري‌هاي سطحي مذهبي
است.

پي‌نوشت :
اين يادداشت را هم بخوانيد درباره « دايره زنگي » . طرف انگار خيلي پاستوريزه بوده كه با تماشاي فيلمي مثل« دايره زنگي » كه تازه نصفش هم سانسور شده تمام مدت بدنش مي‌لرزيده : )

 

در « دايره زنگي » هم ماجرا به همين ترتيب است.با وجود اين شخصيت‌ها خوب ساخته و پرداخته شده‌اند.شخصیت شیرین (باران کوثری) به نظرم خوب درآمده و بازي باران هم به نظرم خوب است. اما باز هم يك جاهايي از كار مي‌لنگد.مثلا رابطه باران كوثري با صابر ابر به نظرم زيادي آبكي درآمده و زن و مردي كه تنها يك شب است با هم آشنا شده‌اند قطعا نمي‌توانند رابطه‌اي تا اين حد صميمانه و حتي عاشقانه و همراه با غيرت‌هاي عاشقي داشته باشند! از اين كه بگذريم اميد روحاني هم كه در نقش يك مرد خانواده مذهبي با تفكر سنتي بازي كرده است به نظرم شخصيت پادرهوايي است. از آن مردهاست كه زياد « قدقد » مي‌كنند و من اساسا حوصله‌شان را ندارم اما تضادهايي هم در پردازش اين شخصيت هست كه نمي‌دانم عامدانه بوده يا اشتباهي ! اين آقاي مذهبي با آن عقايد خشك و ذهنيت بسته‌اش يك گردن‌بند رولكس دارد و يقه پيراهنش تا جاهاي نامربوطي باز است با وجود اين به جان همسايه‌ها افتاده كه حق نداريد روي پشت بام دايره زنگي – ماهواره – بگذاريد ! در هر حال در يك نگاه كلي « دايره زنگي » شكل مفرح‌تر و بانشاط‌ تر همان « چهارشنبه‌سوري » است. هر دو داستان در فضاهاي آپارتماني مي‌گذرند و ساختار روايي و حتي تدوين مشابهي دارند. نوع معرفي و روايت ‌هاي بريده بريده و ناتمامي كه درباره شخصيت‌هاي داستان ارائه مي‌شود هم مثل « چهارشنبه‌سوري » است . شخصيت‌ها در مقاطعي وارد داستان مي‌شوند و خيلي بجا و بموقع هم خارج مي‌شوند.اين طوري ذهن بيننده هم به كار مي‌افتد و مجبور مي‌شود كمي حدس بزند و گمانه‌زني و فكر كند. از طرفي بعضي كليشه‌هاي رفتاري از جمله « رياكاري » موجود در جامعه ما هم به خوبي و با ته‌مايه‌اي از طنز در اين فيلم به چالش كشيده شده‌اند. مثلا بچه مدرسه‌اي‌هاي فيلم وقتي كه قرار مي‌شود بروند دم خانه خانم مدير مدرسه‌شان كه اتفاقا همسايه آنهاست با مقنعه و لباس مدرسه مي‌روند؛ يا وقتي كه خانم مدير با تحقير و نفرت درباره زنان خياباني حرف مي‌زند و مدام تكرار مي‌كند « زن خراب » ، « زن خراب » دختر كوچولويش مي‌پرسد : « مامان زن خراب يعني چه ؟ » خانم مدير درمانده مي‌گويد : « يعني زن مريض » ! و خب ذهن خلاق و كودكانه بچه هم نتيجه مي‌كيرد كه : « خب آخه مامان‌بزرگ هم كه مريضه ؟! »
و خب اينها اشارات ظريف و خوبي است به نظرم كه در فيلمنامه فرهادي آمده. اما فیلمبرداری دوربین روی دست من را كه اذيت كرد.به نظر من يك كم شورش را درآورده بودند.
راستي تا يادم نرفته بگويم كه « مهران مديري » اين فيلم خوب بود و بهتر از هميشه . بازي‌هاي اضافي نداشت و كمي از آن كليشه هميشگي‌اش فاصله گرفته بود.البته فيلم به طور كلي فيلم لوكسي است چون حتي براي كوچكترين نقش‌ها هم از چهره‌هاي شناخته شده استفاده شده است

 

ازوبلاگ فهیمه خضر حیدری

نوشته شده توسط آتنا در شنبه 7 اردیبهشت1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری: من شکایتی ندارم

  سلام بچه ها

از  اینجا میتونین اون  قسمت از برنامه چشم انداز که آقای مدیری مهمان بودن

 رو تماشا کنید امیدوارم راضی باشید

                           مهران مدیری: من شکایتی ندارم


مهران مدیری یک بار دیگر طوفان به پا کرد  و بعد هم مثل همیشه "سکوت" را به همه چیز ترجیح داد.

او اینبار ترجیح داده در مقابل تفکرات خود و بازتابهای "مرد هزار چهره" هیچ حرفی به میان نیاورد.

جالب اینکه او گرچه دوست دارد از حضورش در فیلم "دایره زنگی"  با رسانه های مکتوب حرف بزند  اما از ترس اینکه مبادا بحث به "مرد هزار چهره" منتهی شود حتی از فعالیت های سینمایی ه خود هم چیزی نمیگوید.!

مدیری البته از برخورد خوب و صمیمانه ای با اهالی ه مطبوعات برخوردار است.

او میگوید: " برخلاف شایعات تا حالال هیچ شکایتی نسبت به پخش سریال مرد هزار چهره صورت نگرفته است"

عده ای سعی میکنند مدیری را هم مثل کارگردانان دیگر  بابت تعدیل بخش هایی از سریالش تحریک کنند . اما مدیری حرفه ای تر از این حرف هاست و میگوید :

"من اهل گلایه کردن نیستم  و از هیچ کس شکایتی ندارم. مهم این است که مردم ظاهرا از تماشای سریال نورزی ما خوششان آمده است".

 

 

                                  مدیری استاد مخ زنی!

 

مهران مدیری معمولا وقتی در فیلمهای سینمایی بازی میکند تعدادی از همبازیانش را برای سریال آینده اش دست چین میکند.

او با بازی در "دایره زنگی" عملا تعدادی از بازیگران مجموعه "مرد هزار چهره"  را هم انتخاب کرد.

اکران همزمان "دایره زنگی" با پخش "مرد هزار چهره" عملا دست مهران مدیری را رو کرد و نشان داد او در مخ زنی چقدر استاد است.!

مدیری در طول تولید این فیلم با بهاره رهنما و دخترش(پریا قاسم خانی) اکرم محمدی  کیانوش گرامی  پروین قائم مقامی  برای بتزی در سریالش به تفاهم رسیده. آفرین بر او!

 

                            بازیگر محبوب کارگردان محبوب

 

میگویند مهران مدیری از زمانی که علیرضا خمسه  در "هوشیار و بیدار" حضور داشت از بازیه او خوشش می آمد. اما خمسه چون علاقه ای به حضور  در سریالهای نود قسمتی نداشت هرگز به پیشنهاد همکاری با مدیری جواب مثبت نداد تا اینکه  "مرد هزار چهره "  شریط جدیدی برای این همکاری به وجود آورد.

و خمسه که مدیری را کارگردان محبوب خود در طنز  تلویزیونی میداند یکی از نقش های مهم این مجموعه را بازی کرد.

 

                             مهران مدیری : و حالا یک بازیگر ممتاز

 

مهران مدیری حدودا 530 دقیقه دیگر را  به عنوان سریال طنز  و باز هم برای شبکه سه کارگردانی کرد  تا رضایت خاطر طرفداران سخت پسند طنزهای تلویزیونی که یک یال و چند ماه بود  هیچ نمونه مشابهی از مدیری  را هم روی آنتن ندیده بودند  جلب شود.

مدیری مثل همیشه از پرداختن به کوچکترین جزئیات  برای ثبت امضای منحصر به فردش  استفاده کرد  و فرضیه ای  که با" جایزه بزرگ"  جان گرفت و حاکی از آن بود  که او توان ساخت  سریال در لوکیشن های متعدد را نداری باطل کرد.

مدیری در فروردین ماه صرفا با ساخت" مرد هزار چهره "  یک چهره شاخص نبود  او در این مجموعه توانایی های بی نظیری را  به عنوان یک بازیگر ممتاز هم ارائه کرد.

مدیری که همیشه خوب بازی میکرد  در این مجموعه "عالی" ظاهر شد .

شاید دوریه یک سال و چند ماهه از تلویزیون  و حضور در چند پروژه سینمایی  توانایی مهران مدیری را برای بازیگری بالاتر برده است.

او در فیلم "دایره زنگی" هم بازیه خوبی ارائه داده  و حضورش در صفحه سعود کاملا طبیعی و لازم  است.

 ضمن آنکه نباید فراموش کنیم مدیری در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" هم بازیه خوبی ارائه داده و به لطف حضور خوبش  در جشنواره سال گذشته  یکی از نامزدهای سیمرغ بلورین بازیگر نقش دوم مرد بود.

 

منبع: اتفاق نو

 

 

    

 

 

                نويسندگان «مرد هزارچهره»، «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
خبرگزاري فارس: نويسندگان مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره»، فيلمنامه تازه‌ترين فيلم «سامان مقدم» را با عنوان «سن‌پترزبورگ» را بازنويسي مي‌كنند
 
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلمنامه «سن‌پترزبورگ» زير نظر «پيمان قاسم‌خاني» بصورت گروهي در حال نگارش و بازنويسي است.
در گروه نويسندگان «سن‌پترزبورگ» نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» چون مهراب قاسم‌خاني و امير مهدي ژوله حضور دارند.
«سامان مقدم» نيز در نگارش فيلمنامه اين اثر همكاري مي‌كند.
براساس گزارش فارس، پيش توليد «سن پترزبورگ» در «سيران فيلم» آغاز شده و طبق برنامه‌ريزي صورت گرفته فيلمبرداري آن اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد ماه شروع مي‌شود.
اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند
 

نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

ترانه های کنسرت

  سلام دوستان

اینم کل ترانه هایی که آقای مدیری در کنسرت سال ۸۳ اجرا کردن به همراه عکسها

که  ترانه ها و عکسهای اول و آخر  رو کتایون عزیزم یکی از هواداران خوب و  قدیمیه آقای مدیری برام فرستادن

بقیه عکسها هم کاره صامده  ی عزیزه که از هر دوشون خیلیی خیلی ممنونم

 

امیدوارم راضی باشید

 

      

"آره بارون میومد خوب یادمه"

 

آره بارون میومد خوب یادمه

مث آخرای قصه

که آدم می ره به رویا

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه

زیر لب زمزمه کردم

کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟

اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه

دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه

یه غروب بود روی گونه هات

دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات

اما فرقی هم نداره

کار از این حرفا گذشته

دیگه قلبم سر جاش نیست

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه

خیلی سال پیش

توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست

خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست

اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

اونجا هم نشد بپرسم

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه

 

    

 

"لالایی"

[قبلا توسط استاد محمدنوری اجرا شده]

 

سر خونه ی دلُم

لونه ی غمُم

یاد او نشسته

یاد تِسمه و تفنگ

قطار فشنگ

مادیون خسته

سر سنگ چشمه ها

توی دره ها

جاده های باریک

در اون شبای بارون

چیک چیک نودون (ناودون)

کوچه های تاریک

لالای لای

آخ لالای لای

بخواب نقل و نمکدون

بخواب غنچه ی زمستون

الان پشت شیشه ها

 روی چینه ها

گربه هه بیداره

صدای چرخای گاری

پای فراری

پشت اون دیواره

لالای لای

لالای لای

بابات گرم شیکاره (شکاره)

برات سوغاتی میاره

کره اسب زین طلا

عروس صحرا

پری بیابون

یال خونی شیرا

روی شونه هاش

افتاده پریشون

لالای لای گل انار

مونده یادگار

از بابای پیرت

که یک شو(شب) به کوه و دشت

رفت و برنگشت

منو کرد اسیرت

براش مدهو ِ ایوون

کبک کوهستون

گریه کردن ازغم

رو طاق چکمه و شمشیر

زین اسب پیر،وای

مونده غرق ماتم

لالای لای

لالای لای

بخواب شاخه ی نیلوفر

بخواب ناز دل مادر

براش دستمال سفید

از سر دستا

پرگرفت و رقصید

آب زیر پل نالید

شب پره نخوابید

سر نزد خورشید

لالای لای

آخ لالای لای

بابات گرم شیکاره

برات سوغاتی میاره

کره اسب زین طلا

عروس صحرا

پری بیابون

یال خونی شیرا

روی شونه هاش

افتاده پریشون

افتاده پریشون

لالای لای

بابات گرم شیکاره

برات سوغاتی میاره

 

    

 

"هم ستاره"

 

بخند و شب منو با برق چشمات رنگ رویا کن

تموم آسمونو با یه نگاهت پر دریا کن

وقت نفس کشیدن تو خلوت زیر بارونه

بذار تمام قلبم تو سکوتت جا بمونه

روزای گم شدن تو شب موی تو

اومدم که پیدا شم تا چشم آینه تا روبروی تو

ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا

غیر از یه حس تازه چی می خوای از این دنیا

ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا

بذار تو بیداری بریم به یه رویا

رو بال ابرا شب و سفر کن

خواب منو باور کن

لحظه ی عاشق شدن با همه رازش یه حس تازه ست

نه آخر خطه نه جای موندن فقط یه جاده ست

فصل شروع قصه تو کتاب سرنوشته

مثل سه تا نقطه اس تو نیمه راه هر نوشته

ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا

غیر از یه حس تازه چی می خوای از این دنیا

ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا

بذار تو بیداری بریم به یه رویا

رو بال ابرا شب و سفر کن

خواب منو باور کن

 

    

 

"رویای رنگین"

[توضیح: این شعر، یکی از اشعار فروغ فرخزاد است به نام "عاشقانه" که ظاهرا در این اجرا بنا به مصلحت بخش هایی از آن حذف شده.در ضمن این شعر قبلا توسط استاد محمدنوری اجرا شده است]

 

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه ی مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پربارتر

چون ستاره،با دو بال زرفشان

آمده از دور دست آسمان

در جهانی این چنین سرد و سیاه

با قدمهایت قدم هایم به راه

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم،من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم