تبليغاتX
اي غريبه غم مخور من هم غريبم
منوي اصلي
لينکهاي سريع

وضعیت در یاهو


آرشيو مطالب
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته اوّل اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم فروردین 1387
» هفته اوّل فروردین 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته سوم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته اوّل اسفند 1386
» هفته چهارم بهمن 1386
» هفته سوم بهمن 1386
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته چهارم دی 1386
» هفته سوم دی 1386
» هفته دوم دی 1386
» هفته اوّل دی 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته سوم آذر 1386
» هفته دوم آذر 1386
» هفته اوّل آذر 1386

جدیدترین اخبار سینمای ما
شما می توانید جدیدترین اخبار (10 خبر آخر) سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگی فیلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

پیام مدیر و تبلیغات

به وبلاگ هواداران مهران مدیری خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.

گلشيفته فراهاني ستاره سينماي ايران
جشنواره ی سینمای ایران


مرد هزار چهره سانسور شده بود؟

سلام
۲تا مطلب جالب از عصر ایران و مبارز(بچه مسلمان) میذارم براتون حتما بخونین
 ۳تا عکس هم که میدونم خیلی دوست داشتنی و براتون خاطره انگیزه
 مگه نه؟
آقای مدیری به به !
در طول تاریخ طنز های بعد از انقلاب اسلامی ....همه طنز ها با یک دوران ابتدایی شکوفایی و بعد افول مواجه شده است. برای مثال زیر آسمان شهر مهران غفوریان در سری ابتدایی به نسبت عالی بود و در زیر آسمان شهر دو کمی بد شد و در در سری سوم مفتضح شد...اما خوبی کار های مهران غفوریان این بود که قابلیت حتی وجه های مذهبی و غم را نیز داشت.

مهران مدیری یک بازیگر نقش های درام بود و یکبار هم نقش یک اسیر جنگی و یا یک معتاد را بازی کرده بود....روند کاری مهران مدیری در واقع با همه طنزسازان متفاوت است او با طنز های نوروز 77 و ... که آنقدر قوتی نداشت و یا کارهایی چون فراز و فروت به کار خود ادامه داد تا فیلم پاورچین و بعد از آن نقطه چین، شبهای برره و...

                                              مرد هزار چهره

این فیلم بر خلاف طنز های مهران مدیری در یک مساحت مشخص نبوده و در واقع از صحنه های متفاوت استفاده کرده است.مهران مدیری به یک انتقاد با در نظر گرفتن شعور مخاطب در فیلم ادامه کار داده است...به نظر من یکی از بهترین صحنه های فیلم در قسمت های ابتدایی انتخاب کفش و کت یکسان مسعود شصت چی بود؟

به نظر من یکی دیگر از نقاط قوت نشان دادن بعضی از شاعران درپیتی و ورزش های یوگایی که امروز دست به گریبان بچه پولدار و آقازادگان است....

مسعود شصتچی یک بچه ساده است امّا با دلی پاک اما این سادگی در پیچیدگی آدم های پیچیده خراب می شود اما باز او یک آدم ساده پیچیده است....

یادمان نرفته به طنز گرفتن متحصان مجلس ششم آقای مدیری که هنوز هنوزه آن ها مهران مدیری برای این کار مورد انتقاد قرار می دهند..

در این گیر دار ثبت احوال شیراز از مهران مدیری و گرفتن غرامت...؟؟؟

البته گفته باشیم که این فیلم انتقادهایی را در بر دارد و یا بعضی ها می گویند که در این قسمت ها کار ناجا در امنیت اجتماعی به سخره گرفته شده ...که البته درست به نظر می رسد...
 
                     مرد هزار چهره سانسور شده بود؟
به نظر می رسد قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره که در ایام نوروز از شبکه 3 سیما پخش می شد، سانسور شده است. این قسمت ها مربوط به نقش آفرینی محمدرضا حسینیان و رضا رشیدپور، همچنین برخی عبارات خاص در این سریال بود.

به نظر می رسد که بخش هایی از سریال مرد هزارچهره به دلایلی پخش نشده است.

به گزارش «فردا»، برخی شواهد حاکی از حذف قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری است که در طول ایام عید از شبکه سوم سیما پخش می شد.

بنابراین گزارش، در بخشی از تبلیغ این سریال که پیش از عید پخش می شد؛ رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد.

از سوی دیگر، در تیتراژ انتهایی سریال از محمدرضا حسینیان (یکی دیگر از مجریان مطرح تلویزیون) بعنوان بازیگر که حضوری افتخاری داشته است یاد می شود که نقش آفرینی وی نیز از سیما پخش نشد.

همچنین در قسمت اولی که مسعود شستچی (مهران مدیری) وارد خانه قزاق مندیان می شود از قزاق مندیان با نام قزاق مندیان (فرهنگ) [داخل پرانتز، فرهنگ] یاد کرد که در قسمت های بعدی، صدای بخش «داخل پرانتز، فرهنگ» حذف شد.

این در حالی است که حرکات دهان بازیگران از وجود عبارت «داخل پرانتز فرهنگ» حکایت می کرد.

گفتنی است، سریال مرد هزار چهره با کلامی ظریف و طنز به بازگویی بخشی از مشکلات جاری کشور و جامعه پرداخته بود.

اینم عکسها نظرتون چیه؟  

  

             

      

          

نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 14 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

من اشتباهی بودم...!!!

سلام

 

حالمون یه کم گرفته است; شایدم خیلی ! از طرفی هم وقتی تیکه های قشنگ قسمت دیشب رو یادمون میاریم; دوباره به وجد میایم... آره. آخه دوباره رفت تا حالا کی پیداش بشه... . الان ولی من اومدم یه چیزای دیگه ای بگم. اومدم بگم مطمئنم اشتباه فکر نمی کردم. دیدید که آخرش هم ما از حسینیان غیر از اسمش تو تیتراژ هیچی ندیدیم ! رشیدپورهم قرار نبود حضورش توی سریال اینجوری باشه.هممون یادمونه که تو تبلیغ "مرد هزار چهره" صحنه ای بود که رشیدپور روبروی قداره بندیان (قزاقه مندیان؟!) نشسته بود و می گفت :"اصل مطلب که دست بوسی شماست." از اینا مهمتر قرار بود در صحنه هایی از این سریال چندتا تمساح حضور داشته باشن که البته ما غیر از اون جوجه سوسماری که فقط تو دو تا سکانس تو بغل آذرماه بود چیزی ندیدیم.خلاصه که من مطمئنم که 2 قسمت (دوتا 40 دقیقه) از این سریال حذف شد و پایانش هم عوض شد.حالا خوشبینانه اش اینه که فکر کنیم مدیری و گروهش خودشون به این نتیجه رسیدن که 15 قسمت زیادیه و پایان کار هم باید جور دیگه ای باشه( من به تغییر پایان سریال به این دلیل اصرار دارم که رشیدپور جلوی قداره بندیان یه نقش دیگه بازی می کرد و مطمئنا مدیری ازش نخواسته تو دو تا نقش بازی کنه).البته خب اون متحول شدنهای حضار توی دادگاه و اون گذشتهای ناگهانی; از جنس کارهای آقای مدیری نبود. ولی خب مهران مدیری انقدر کارگردان خلاق و خوبیه که با وجود همه ی این اتفاقات بازم (بر خلاف سایرکارگردانهایی که اصلاحات به سریالشون تحمیل می شه) نذاشت سریالش به افتضاح کشیده بشه. اون گریه ی مسعود و نطق آخرش انصافا...(آخه این اولین بار بود که آقای مدیری تو یه نمای بسته واقعا بغض می کرد و گریه می کرد.حتی مثلا تو دردسروالدین هم اینطوری نبود.دیگه چیزای بعد از "انصافا" رو هم خودتون می دونید !).و همچنین این پایبندی به اصل " غافلگیری سکانس آخر". ایده ی فوف العاده جالبی بود که مسعود شصت چی اینبار با مهران مدیری اشتباه گرفته بشه ! حالا بچه ها تو کار بعدی که از گروه آقای مدیری پخش می شه; به نظرتون اونی که بازیگر و کارگردانه مهران مدیریه یا مسعود شصت چی که خودش رو جای مدیری جا زده؟!!

 

پانوشت 1: حتی اگه شخص مهران مدیری هم بیاد جلوی من قسم بخوره که این سریال از اولش قرار بوده 13 قسمتی باشه و هیچ صحنه ای ازش حذف نشده و پایانش هم همینطوری بوده; من باورم نمی شه!

پانوشت 2: مینا جون خیلی ممنون که به نحو احسن داری منو داغون می کنی ! اون یادداشتی که درباره ی "دایره زنگی"خوندی رو من نوشته بودم.اونوقت تو از آتنا تشکر می کنی؟ البته آتنا جان انقدر مستحق تشکره که من خودم دم به دقیقه ازش تشکر می کنم! ولی آخه می دونی چون من تازه به این وبلاگ اومدم; وقتی تو اسم منو به اون گندگی اصلا زیر اون مطلب نمی بینی; من یه ذره سکته می کنم !

 

صامده

 

                                        

 

                آمار فروش فيلم‌هاي نوروزي به روايت پخش كنندگان
 
جام جم آنلاين: 
                         

فيلم‌هاي «دايره زنگي» و «مجنون ليلي» هم در رقابتي تنگاتنگ با فروش به ترتيب 240 و 250 ميليون تومان با هم رقابت مي‌كنند.

مصطفي شايسته ـ پخش‌كننده‌ فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور ـ نيز فروش اين فيلم را 240 ميليون تومان تا 11 فروردين ماه اعلام كرد و افزود: فروش اين فيلم بعد از پخش تيزرش از تلويزيون بسيار رشد داشته است و روزانه به بالاي 35 ميليون تومان رسيده است.

«دايره زنگي» در 22 سينما به نمايش درآمده است.


 


 

نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 14 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

قسمت آخر "مرد هزار چهره"... سرمو به کدوم دیوار بکوبم؟!

                                                           

سلام

نه دیگه... قرارمون این نبود. قرارمون 15 قسمت بود مگه نه ؟ مگه از روز اول فروردین شروع نشد؟ مگه امروز سیزدهم نیست؟ من هیچ وقت به نحسی 13 اعتقاد نداشتم ولی... خیلی زشته اگه بگم نحسی 13 گرفتمون؟! نمی دونم الان همتون زدید به دشت و دمن یا یکی هست که صدای منو بشنوه ؟ خود من هم الان مانتو پوشیده آماده نشستم پشت کامپیوتر تا اگه یدفعه یه صدای جیغی گفت : " صامده! بدو دیگه..." حاضر باشم. ولی باید این 4 تا جمله رو برای جلوگیری از دق آوردن خودم هم که شده بگم.ناراحتم دیگه خب.این چه کاری بود؟ یعنی همه ی عوامل – نویسنده تهیه کننده مسئول روابط عمومی...-  اشتباهی فکر می کردن که " مرد هزار چهره"15 قسمته؟ یا مثلا یه دفعه ای لحظه ی آخر به این نتیجه رسیدن که دو قسمتش اضافیه؟ یا شایدم دوباره خود آقای مدیری گفته من از 13 قسمت بیشتر نمی سازم.مثل زمان شبهای برره که گفته بود بیشتر از 90 قسمت نمی سازم. آره دیگه وگرنه مدیران سیما که اصلا نه با ایشون نه برنامه هاشون مشکلی ندارن ... مثل نرگس مثل ساعت شنی و ... که قرار بود همون موقع همون شکلی تموم بشه حتما در مورد مرد هزار چهره هم همینطور بوده.حتما ! یه وقت شک نکنید ها! به من چه . اصلا من منفی بافم.من جو گیر شدم.من یه چیزی شنیدم. همه ی اینا رو قبول دارم.اصلا از خدامه که مطمئن بشم اشتباه فکر می کنم و هیچ بلایی سر این سریال نیومده. دلم می خواد فکر کنم تنها اتفاقی که افتاده این بوده که همه جا " قداره بندیان" رو دوبله کردن و به جاش گفتن " قزاقه مندیان" و " داخل پرانتز فرهنگ" اش رو هم حذف کردن. این هم لابد زیاد مسئله ی مهمی نیست . فقط دلم می خواد جاهایی که "رشید پور" و " حسینیان" بازی کردن رو نشون ندن.به خدا نه که فکر کنی من عاشق چشم و ابروی این دو نفرم . نه ! ولی خب به هر حال اونها هم قسمتهایی از این سریال بودن ( هستن ؟!). ماها هممون_ هر چند از دور و در حد خبر _ خوب می دونیم که برای هر سکانس و هر لحظه ی این سریال چقدر زحمت کشیده شده.از لحظه ای که همه چیز در حد یه طرح اولیه بوده تا برداشت نهایی.حیفه که یه عده خیلی راحت با قیچی بیافتن به جون این سریال ! اگه پایان قصه یه پایان از جنس پایانهای مدیری باشه که باید منتظر یه پایان غیر منتظره و البته غم انگیز باشیم ! من حدس می زنم مسعود بالاخره به یه مجازاتی محکوم می شه . ولی شکل این محکومیت حرف نهایی... اون اتفاق آخر ( و غیر قابل حدس) یه چیزی که قلب من و تو رو یه بار دیگه تکون میده.البته گفتم اگه پایان کاملا دست مدیری باشه.اگه پایانی به روش آقای ضرغامی براش انتخاب بشه (مثل نرگس.ساعت شنی.یا اون سریال حاج یونس فتوحی .اسمش چی بود؟) اگه مرد هزار چهره هم باید به قولی :"طوری تموم بشه که مردم دوست دارن" که دیگه تکلیفش معلومه.من دیگه هیچی نمی دونم.بدبختی آخه زمانی هم هست که خبر از هیچ نشریه ای هم نیست وگرنه خیلی راحتتر می شد از خیلی چیزها باخبر شد. امیدوارم همه ی حرفام یه کج خیالی باشه و امشب شب خوبی داشته باشیم. آمین !

 

حاشیه: فکر می کنم امیر بهادر بود که خواسته بود من خودمو معرفی کنم. من تو پستی که عنوانش :" سلام.سلام به آتیپیک..." بود خودم رو معرفی کردم. اگه خواستی برو بخونش.من یه طرفدار قدیمی آقای مدیری( از بدو شناخته شدنش در تلوزیون) یه دوست قدیمی برای آتیپیک ( از بدو ورودش به وبلاگستان) و نویسنده ی جدید این وبلاگ ( از بدو ورودم به آتیپیک !) هستم. سوال دیگه ای بود در خدمتم.

 

حاشیه 2 : در مورد اون عکس پلاک 14 درست گفته بودید.اون دختر هم "پریا" بچه ی خواهر فرود بود که نقشش رو هم دختر فیلم بردار همون سریال بازی می کرد.آفرین که درست گفتید!

 

صامده

 

شب چله چلچراغ/عکس : صامده

 

انتقادها نسبت به تصوير سريال مهران مديري از اهل ادبيات ادامه دارد


عاقلانه است که فرهیخته‌ترین، کم‌تعداد ترین و بی‌دفاع‌ترین بخش از هنرمندان را بیش از پیش منزوی کنیم؟


سينماي ما- بخش‌هايي از سريال تازه مهران مديري در ايام نوروز درباره هنرمندان و اهل ادبيات، اين روزها موضوع بحث . انتقادهاي مختلفي قرار گرفته است. اين هم يكي از اين تظهارنظرها مخالف در اين موضوع است كه در وبلاگ توكا نيستاني منتشر شده است:
نمی خواستم برنامه های نوروزی تلویزیون را ببینم تا چهار شب پیش که با اصرار دوستان برای تماشای "سریال طنز" مهران مدیری مقاومتم درهم شکست و از شما چه پنهان دو قسمت بعدی "مرد هزار چهره" را با میل و رغبت نگاه کردم. امروز به عنوان یک بیننده ی سابق تلویزیون، کسی که کارهای مهران مدیری را سال ها دنبال کرده و هنوز به توانایی او در کارش ایمان دارد، از دیدن تصویر مخدوشی که او در دو شب پیاپی از فضای فکری و اجتماعی شاعران، نویسنگان و هنرمندان ایرانی ترسیم کرد احساس انزجار می کنم.
گویا فیلمنامه ی این دو قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است؛ سوژه ی اصلی یعنی بـُر خوردن یک نفر در جمع شاعران و روخوانی از لیست خریدی که در جیب دارد برگرفته از یکی از داستان های نویسنده ی معروف ترک "عزیز نسین" است که سال ها پیش به فارسی ترجمه شده؛ اقتباس از کتاب های معروف در تمام دنیا متداول است و اهمیتی ندارد اما به سخره گرفتن شاعران بزرگ و سرشناسی مثل "م. آزاد" و ... در مملکتی که تیراژ کتاب و سرانه ی مطالعه عددی نزدیک به صفر است و القای این تفکر که شاعران و هنرمندان ما آدم هایی بی سواد و اهل دود و دم هستند که در توهم مبارزه به سر می برند و مجلاتی منتشر می کنند که ارزش خواندن ندارد و آن قدر ساده اند که هر آشغالی را می توان به عنوان مجسمه، شعر و اثر هنری به آن ها قالب کرد چه فایده ای برای بینندگان این مجموعه دارد جز آن که مردمی را که دچار بیماری مهلک "نخواندن" هستند مطمئن می کند چیزی از دست نداده اند؟
آیا عاقلانه است که فرهیخته ترین، کم تعداد ترین و بی دفاع ترین بخش از هنرمندان را که همان چند دقیقه سرانه ی مطالعه ی سالانه را مدیون وجود آنان هستیم و به پاس خدمتشان در تمام عمر به آن ها سختی و عسرت پاداش داده ایم بیش از پیش منزوی کنیم؟
امیر مهدی ژوله که مدت ها در مجله ی چلچراغ ستونی به نام "یادداشت های کودک فهیم" می نوشت مدتی است که طنز نویسی در مطبوعات را رها کرده و قدم در راهی گذاشته که به درآمد بیشتر منتهی می شود، بهتر است در ادامه ی این راه به جای صفت "فهیم"، که دیگر برازنده ی این کودک نیست، از صفت "زبل" استفاده کند.



منبع خبر : وبلاگ توكاي مقدس

نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 13 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

شیما شیوا...بیاین می خوایم فیلم ببینیم !

من...ساعت : 6:30 ...سینما... تیتراژ فیلم... یه نوجوون بلند می گه: به به ! به به ! ... باد... پشت بوم... سیم, سیم , سیم... دایره...دایره...دیش!... ماهواره ی ما به هم ریخته...چه بهتر ; گناهتم سبکتره... پله , پله... آسانسور... آپارتمان... من فرهنگ آپارتمان نشینی رو یادت می دم... تا دیروز جلو در آسانسور وامیستادی می گفتی مستقیم... دیوار, دیوار, دیوار, دیوار... چاردیواری... خونه ی آپارتمانی... آدمای بدون تفریح... شعله جون... پدری که واسه دیدن ده دقیقه فیلم; بچه هاشو صدا می زنه: بیاین می خوایم فیلم ببینیم ! ... جوون... اتاق... یه اتاق بی پنجره ; بی نور.. جوون... هیجان, هیجان... کجایی هیجان؟... هری پاتر... هر دفعه قبل از ما یکی ترجمه اش کرده...امروز جدیدترین جلد هری پاتر وارد بازار شد!... ماهواره... آخه ما تو خونمون جوون داریم... خب من کانالهای ناجورشو می بندم... اونجوری که خب تلوزیون خودمونو می بینیم... ماهواره... این کانال اجرای یه ارکستر بزرگ, اونیکی یه موسیقی مبتذل... خب چرا ماهواره؟ بگید این یارو فیلمیه فیلمشو بیاره بگیرید ببینید... جوون... جوون متهم... جوون مجرم... پسرم چرا خواهرتو بردی؟ می گفتی این همه زن خراب; یکیشونو بر می داشتم برات میاوردم... نترس.بیت یعنی خونه.بیت المالم یعنی مال خونه... می خواستم ولش کنم; ولی دلم نمی خواست ولش کنم... شا پسر; تموم شد کارت؟... به خدا من نمی شناختمش ; من فقط می خواستم کمکش کنم...همینم مونده از فردا بگن خانوم مدیر ماهواره کادو داده... اگه بده پس چرا کادو می دین؟... دلم می خواد چشمامو ببندم و از این ور اتوبان برم اون طرف... مردم... لبخند... خنده... قهقهه... دایرهدایره... دایره زنگی... زندگی... خیابون...ساعت : 8:30... من.

حاشیه : من 100 تومن بیشتر ندارم; یعنی با این هیچی نمی شه خورد؟

 

نمردم و بالاخره رفتم " دایره زنگی " رو دیدم ! به نظرم فیلم خوبی اومد.بازی های خوب, فیلمنامه ی خوب, و حتی کارگردانی خوب. توجه  داشته باشید که پریسا بخت آور تجربه ی اول سینمایی اش رو پشت سر گذاشت و تازه این کار از کارهای تلوزیونی اش خیلی بهتر بود. خیلی از فیلم اولی ها به خصوص تو عرصه ی کمدی , افتضاح می کنن. ولی این فیلم خوب بود. من از کارهای خیلی از کارگردانهای با تجربه و شناخته شده ی سینما مثل ایرج قادری و ... خیلی بیشتر پسندیدمش. شده کارگردانهایی که وقتی از مدیوم تلوزیون به سینما اومدن یا بالعکس ; تو قاب بندی و چیدن میزانسن مشکل داشتن. به نظر من دایره زنگی از این نظر هم مشکل نداشت و یه کار سینمایی قابل قبول بود. اصغر فرهادی باز هم مثل کارهای قبلیش رفته بود سر تلخی های زندگی امروز. با این تفاوت که این بار قراره ما یه فیلم کمدی ببینیم و نمی شه اونقدر تلخ باشه. بازی خوب بازیگرها بهترین مشخصه ی فیلم بود.  درسته باران کوثری و صابر ابر نقشهای اول رو بازی می کردن ولی قرار نبود هیچ کس مشخص تر دیده بشه یا نقشی کم اهمیت جلوه کنه. مثل زندگی که همه ی مردمش مهمند و باید دیدشون و البته فهمیدشون. این فیلم چند ساعت از زندگی اهالی یه ساختمون و البته چند نفر دیگه رو نشون داد و من به این نمی گم سرسری گذشتن از کنار مسائل . قرار نبود روی هیچ لایه ای از زندگی فوکوس کنن و اونو آسیب شناسی کنن.  قرار هم نبود آموزشی بدن; چون مردم داشتن خودشونو می دیدن ولی این نشون دهنده ی بی محتوایی فیلم  نیست. دایره زنگی یه نمایش تلخ بود از بخشی از دغدغه های امروز مردم جامعه ی ما و تاثیراتش روی قشرها و نگرشهای متفاوت; و البته مهمترین و آسیب پذیرترین قشر جامعه یعنی جوونها. من این فیلمو دوست داشتم. گرچه اعتراف می کنم که فقط به خاطر بازی آقای مدیری , تو این روزهای شلوغ, پاشدم رفتم سینما و انکار نمی کنم که بازی ایشون باعث ذوق مضاعف من موقع دیدن فیلم بود. ولی واقعا اگه نقش عباس رزاقی رو , یه نفر دیگه( مثلا حمید فرخ نژاد یا ...) هم بازی کرده بود من سالن رو ترک نمی کردم. همونطور که واقعا مردم دیگه هم تا آخر فیلم نشستن .(بالاخره همه ی ملت که طرفدار پر و پا قرص آقای مدیری نیستن!). من اینا رو نگفتم که حکم صادر کرده باشم. ولی حرفهای شماها تو این مدت ( به غیر از 2-3 نفر) باعث شده بود خودم رو برای دیدن یه فیلم بد آمده کنم که خوشبختانه باهاش روبرو نشدم. نمی دونم چرا به نظر بقیه فیلم نچسبی اومده بود؟!

 

                                                                                                      صامده

 

           یه مطلب هم در مورد رمان پخمه که مرد هزار چهره برداشت آزاد از اون کتابه(منبع:وبلاگ عصیان(نیما اکبرپور)).

 

                                                 

 

یادم هست بچه که بودم یک کتاب نارنجی را توی خانه عمه بزرگم پیدا کردم که اسمش «پخمه» بود و بعد فهمیدم مال نویسنده‌ای است به نام «محمد نصرت» مشهور به عزیز نسین تا مدت‌ها اسمش را اشتباهی «نسرین» می‌خواندم و به خاطر شباهت فضای داستان با جامعه ایران طبیعی بود که فکر می‌کردم این نویسنده یک ایرانی است اما بعدتر بود که با دیدن اسم مترجم (رضا همراه) روی جلدش، فهمیدم که این یک ترجمه از کتاب نویسنده ترکیه‌ای است و برایم جالب بود که فضای روستاها و شهرهای ترکیه (حداقل در آن زمان) چقدر شبیه به ایران است.
حالا که سریال «مرد هزار چهره» مهران مدیری
را دنبال می‌کنم، می‌بینم که چقدر فضای این سریال مشابه پخمه عزیز نسین است. همان اتفاقات و همان بدبیاری‌ها. بهتان پیشنهاد می‌کنم که این کتاب را بخوانید
در مقدمه این کتاب نوشته شده است: «عزیز نسین تا کنون سه داستان بزرگ نوشته که به نظر خودش «پخمه» از همه جالب‌تر و شیرین‌تر است و شما در خلال مطالب آن خیلی چیزها یاد خواهید گرفت. اسم اصلی این داستان «تک دلیک» است و به دلایلی که بحث آن موجب طول کلام می‌گردد، نام «پخمه» را که کاراکتر قهرمان این کتاب است برای آن انتخاب کردیم. به جهاتی قسمت اول این داستان کمی تغییر داده شده و از ترجمه قسمتی از آن صرف نظر گردید».

                                                                                                                

   آتنا: راستی بچه ها فردا سیزده بدر بهتون خوش بگذره

 

 

         

         

نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 12 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

یادداشتی درباره مهران مدیری به بهانه پدیده نوروز : سریال"مرد هزار چهره"

 

 
               این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!

 

                  این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!


 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

سینمای ما - صوفیا نصرالهی: بدون هیچ شک و شبهه ای مهران مدیری را می توان پدیده ی طنز تلویزیون ایران به حساب آورد. او طی این سال ها، چه به عنوان یک کارگردان و چه یک بازیگر به چنان جایگاهی دست یافته که دیدن نامش در یک مجموعه تلویزیونی، میلیون ها مخاطب را جذب می کند. مجموعه های مدیری که در آن ها هم نقش کارگردان و هم بازیگر را ایفا می کند همیشه جزو پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیون هستند و این نشان می دهد که او در هر لحظه و زمان، نبض تماشاگر را می داند و این توانایی و تیزهوشی را دارد که به نیاز مخاطب پاسخ دهد. جنس کارهای مدیری به ویژه از پاورچین به این طرف سطح توقع تماشاگران را از مجموعه های طنز بالا برده است. پاورچین شروعی بود برای آوردن نوعی تازه از کمدی به سطح مردم. یکی از کارهای مدیری قبل از پاورچین کم کردن فاصله بازیگران با مردم بود. ریسکی که ممکن بود در بین مردم جدی و معمولا گرفته و عبوس ما با شکست مواجه شود. با این حال حتی خنده ها و تپق زدن های گاه به گاه بازیگران هم از مردم خنده را گرفت. چه کسی تا به حال از نگاه های مدیری و گروهش رو به دوربین اصلا نخندیده است؟!( و البته دیگر همه این را می دانیم که خنداندن مردم ما از دشوارترین کارهاست!) با پاورچین فضای کمدی مجموعه هایمان فانتزی تر شد. شخصیت ها غلو شده تر بودند و اغراق در گفتار و کردارشان زیاد شد. از همین جا مجموعه های طنز از نمونه های خارجی مانند friends" " که بیشتر موقعیت ها خنده دارند تا کاراکترها، فاصله گرفت. ما این جا با شخصیت های خنده دار سر و کار داشتیم. شخصیت هایی که برخلاف تصور رایج کمدی لزوما ابله هم نبودند. گاهی حتی بیش از اندازه زرنگ می شدند.
وقتی صحبت از مجموعه های موفق مدیری می شود، بحث دیگری هم مطرح است. مدیری بازیگر خیلی خوبی است. اگر تا الان هم به این قضیه شک داشتیم یا فکر می کردیم فقط توانایی بازی در کارهایی را دارد که خودش کارگردان است، بعد از دیدن بازی های روان و فوق العاده اش در "دایره زنگی" و "همیشه پای یک زن در میان است" کاملا از این بابت مطمئن شدیم. در "مرد هزار چهره" هم نشان داد که می داند هر اثری جنس بازی خودش را طلب می کند. به همین خاطر است که این جا دیگر از آن موتیف همیشگی نگاه به دوربین خبری نیست. بازیش کنترل شده است و با این حال جزییات را به خوبی رعایت می کند. جزییاتی مانند پشت خمیده و عینک و لحن حرف زدن که همه این ها بر کارمند بایگانی ثبت احوال بودنش صحه می گذارد. مدیری کارگردان خوبی هم هست. این را می توان از بازی هایی که از بازیگرانش می گیرد فهمید. بعضی از آن ها بعد از مجموعه های مدیری، در کارهای دیگری که ظاهر شدند نتوانستند موفقیتشان را تکرار کنند. از این گذشته بازی های کارهای مدیری کاملا یکدست است. از خودش گرفته تا نقش های کاملا فرعی همه و همه هماهنگ هستند. از همه مهمتر این که مدیری ریتم را می شناسد. زمان هر قسمت از مجموعه اش کاملا با داستانی که می خواهد تعریف کند هماهنگ است. وسط کار خسته نمی شوی. اگر هم چند قسمتی ضرباهنگ از دستش خارج شود، خیلی زود دوباره کنترلش می کند.همه ی این ها خصوصیات بارز و مثبت اوست اما این وسط پای کس دیگری به جز خود مدیری هم وسط می آید. مدیری نشان داده که بازیگر و کارگردان خوبی است اما سریال هایش وقتی جذابیت پیدا می کنند که قصه خوبی داشته باشند. نتیجه این که در ظهور این پدیده نقش پیمان قاسم خانی را هم نباید نادیده گرفت. قاسم خانی استاد نوشتن شوخی ها و پیدا کردن موقعیت های بامزه است. و خوبیش این است که در همه این موقعیت های بامزه نقبی می زند به خصوصیات و رفتارها و کنش ها و واکنش های فردی و اجتماعی خودمان. شخصیت هایش به همان اندازه که فانتزی هستند لایه های واقعی هم دارند. موقعیت ها به همان اندازه که مضحک هستند ما را به یاد وضعیت خودمان در جامعه شهری می اندازند. وقتی قلم دست قاسم خانی است(البته کلا منظور وقتی است که او سرپرست نویسندگان است) شوخی پشت شوخی می آید.ایده هایش تمامی ندارند و او تمام و کمال از هر ایده اش استفاده می کند. تا ته فکرش می رود. بیلی وایلدر کبیر جایی درباره"ترفند لوبیچ" گفته بود:"یک شوخی داشتی که راضیت می کرد، بعد شوخی بزرگ دیگری بود که روی آن می آمد. شوخی ای که انتظارش را نداشتی." جمله وایلدر بزرگ را بخوانید و بعد شوخی های پاورچین و باغ مظفر و مرد هزار چهره(به خصوص این آخری را که فعلا جلوی چشممان هم هست!) را در نظر بیاورید تا متوجه شوید تیم مدیری- قاسم خانی هم احتمالا درباره ترفند لوبیچ چیزهایی می دانند!
نوروز امسال چه روی پرده بزرگ سینما و چه صفحه کوچک تلویزیون می توانیم شاهد موفقیت و درخشش مردی باشیم که به نظر می رسد می داند همه مان در وضعیتی هستیم که به خنده نیاز داریم. فقط ای کاش همیشه بتواند مانند امروز، آن قدر بالغ بماند که بخنداند...!



منبع خبر : سینمای ما

نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 11 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

دايره زنگي صدر نشين فروش روزانه اكران نوروزي + مصاحبه با امیر مهدی }وله

سلام

آفرین به بچه های مدیری فنزی با این همه هوش و ذکاوت "به به" "به به"

اینم جایزه عکس آقای مدیری و پسرشون رو درستش کردم ببینین

تازه یه خبر خوبم دارم و یه مصاحبه جدید با امیر مهدی ژوله(خیلی بانمکه)

                         دايره زنگي صدر نشين فروش روزانه اكران نوروزي

خبرگزاري فارس: فيلم دايره زندگي (پريسا بخت آور) با فروش 25 ميليون تومان صدر نشين فروش روزانه در ميان فيلم‌هاي اكران نوروز شد

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس مصطفي شايسته مدير پخش موسسه هدايت فيلم كه پخش دايره زندگي را بر عهده دارد گفت: اكران دايره زندگي در حالي شروع شده كه اين فيلم از داشتن تبليغ تلويزيوني محروم است و تاكنون با استفاده از تبليغات بيلبوردها مردم دايره زندگي را مي‌شناختند. اما از روز هشتم فروردين و در پي پخش تيزر اين فيلم از تلويزيون و مخاطبان فيلم افزايش پيدا كرد و در روز نهم فروردين اين فيلم با 25 ميليون تومان فروش روزانه مواج شد.
وي افزود: داير زندگي به جز تهران در 20 شهرستان ديگر هم اكران شده كه فروش فيلم در اين شهرستانها افزايش بي سابقه‌اي يافته است.
دايره زنگي اولين تجربه كارگرداني پريسا بخت آور است و بازيگراني چون مهران مديري، باران كوثري.. در آن بازي مي‌كنند.
تهيه كننده دايره زندگي موسسه بشري فيلم ( سيد جمال ساداتيان )است

 

 اینم گفتگوی عصر ایران با امیر مهدی ژوله  ییکی ازنویسنده های "مرد هزار چهره"

نویسنده طنز جنجالی "مرد هزار چهره" در گفتگو با عصرایران: اشتباه برداشت کرده اند!
اکثریت جامعه ادبی و فرهنگی کشور ما این طور نیستند و این را به خودشان نمی گیرند و حتما چنین آدم هایی که ما در این سریال به آنها اشاره کرده ایم را کنار خود دیده اند و با دیدن این طنز یاد آنها می افتند و می خندند. در کل آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها که شبیه اینها هستند هم بهشان بر بخورد!

عصرایران -  «مرد هزار چهره» مثل سایر کارهای مدیری از قسمت چهارم به بعد تبدیل به سوژه داغ محافل خبری شد. در چندسال اخیر مدیری و تیم نویسندگانش نشان داده اند که خروجی کارگاه آنها چیزی شبیه طنزهای ساده آپارتمانی نیست.

اما اینبار موضوع کمی متفاوت بود، طنز در تعطیلات نوروز پخش شد، قاعدتا در هنگام پخش سریال محافل خبری رسمی برای تحلیل و نقد آن حضور ندارند از طرف دیگر در یکی از موقعیت های این سریال مرد هزارچهره به جای یک سرهنگ نیروی انتظامی قرار می گیرد. از آنجا که در جامعه ما کمتر هنرمند و خصوصا طنازی جرات ورود به محدوده نیروی های نظامی را دارند این کار مدیری مورد توجه بسیاری از محافل غیر رسمی و به خصوص وبلاگستان فارسی قرار گرفت.

به طوری که برخی این کار او را عبور از خط قرمز های نظام دانستند! این در حالی است که اصولا به لحاظ فضای خاص نظارتی سازمان صدا و سیما هنرمندان در چارچوب خاصی می توانند فعالیت کنند.

در همین رابطه خبرنگار عصر ایران با «امیرمهدی ژوله» ـ روزنامه نگار و نویسنده ـ و یکی از نویسندگان طنز "مرد هزار چهره" گفت و گوی کوتاهی انجام داد.
 
سابقه کار نویسندگی تلویزیونی او به 4-5 سال می رسد اما در بیشتر کارهای خاص مدیری در قالب نویسنده حضور داشته است. در این سریال نقش امیرمهدی ژوله پر رنگ تر از سایر کارها به نظر می رسد و در برخی از موقعیت های جنجال ساز مرد هزار چهره وی نقش بیشتری داشته است.
 
                           

در این گفت و گو ژوله به روند نظارت به کار توسط سازمان صدا و سیما و کارشناسان نیروی انتظامی اشاره می کند.

 
 در کدام کارهای تلویزیونی حضور داشته اید؟

قبل از این در نقطه چین، کمربندها را ببندید، شب های برره، باغ مظفر و گنج مظفر و زندگی به شرط خنده نوشته ام.
 
 طرح داستان مرد هزار چهره را از کجا آوردید؟

طرح قصه براساس قصه ای بود به نام «پخمه» قصه آدمی که او را همیشه اشتباهی می گیرند، البته در آن داستان آن فرد از موقعیت خود سو استفاده می کرد اما در کار ما این فرد بیشتر قربانی می شود و از روی ناتوانی و بی چارگی در این موقعیت ها می افتد. حالا ممکن است در بعضی از موقعیت ها جو گیر هم می شود.

 
 چطور شد که این طرح داستان را برای مجموعه عید انتخاب کردید، طرح های دیگری هم بود؟

حدود 5-6 طرح دیگر هم بود مثلا یکی دیگر از طرح ها شبیه داستان «ماشالله خان در دربار هارون الرشید» و... همه طرح ها را کنار هم گذاشتیم و در موردشان صحبت کردیم که نهایتا این طرح داستان که پیمان قاسم خوانی داده بود از همه جالب تر بود و قرار شد همین طرح کار شود. حدود یک ماه طول کشید تا این طرح آماده شود.

 
 همه قسمت ها با همکاری تیم نویسنده ها نوشته می شد یا اینکه هر اپیزود نویسنده خاصی داشت؟
در کارهای مختلف بوده که یک قسمت را دو یا سه نفره بنویسیم، یا اینکه یک اپیزود دو قسمتی را دو نفر بنویسند. اما در این کار برای اینکه هر موقعیتی یک دست در بیاید سعی کردیم که اپیزودی تقسیم کنیم. و هر اپیزود را یک نویسنده بنویسد.
 
در بعضی از محافل غیر رسمی تحلیل هایی از سریال مرد هزارچهره ارایه شده، مثل اینکه مهران مدیری و تیم نویسندگانش با ساخت قسمتی که مربوط به نیروی انتظامی می شد فراتر از خط قرمز ها حرکت کردند. نظر شما در مورد این تحلیل ها به عنوان یکی از نویسندگان این مجموعه چیست؟
 
الان چون من در سفر هستم به اینترنت دسترسی ندارم. ولی به طور کلی، در کارهای تلویزیونی دو فیلتر ثابت یعنی ناظر کیفی و ناظر پخش حضور دارند که در مورد این سریال هم آنها حضور داشتند. اما در مورد مرد هزار چهره طرح اولیه ابتدا قبل از ضبط به سازمان رفت و در آنجا طرح کلی داستان تایید شد. بعد از آن در طول ضبط قسمت های مربوط به موقعیت نیروی انتظامی مشاوران نیروی انتظامی حضور داشتند و بعد از ضبط کار هم کارشناس های نیروی انتظامی کارها را دیدند تایید کردند.

اما آن معنایی که آنها فهمیدند احتمالا اشتباه برداشت کردند. حرف آن قسمت ها این بوده که فردی که در آن موقعیت قرار می گیرد چون ظرفیت آن موقعیت و قدرت را ندارد کارهای نادرستی از او سر می زند.

شما می بینید که در این داستان پرسنل و افسران خود نیروی انتظامی هم مخالف این حرکت ها هستند و این کارها را شخصی انجام می دهد که از بیرون آمده است، نه نیروی انتظامی و همین کارها هم باعث شده که به او شک کنند و لو برود.


 بلافاصله بعد از قسمت نیروی انتظامی اینبار حلقه های روشنفکری و ادبی و عرفانی ظاهرا مدرن که به صورت محفلی تشکیل می شوند با عنوان «حلقه دروس» هدف نقد مرد هزار چهره قرار گرفت. در این قسمت شخصیت «چه» که به نظر می رسد اشاره ای به دانشجوهای چپ گرای افراطی ست با شعار «مرگ بر بورژوآ» و ظاهر خاص در این محفل گراس می کشد و در دادگاه به همه چیز اعتراض می کند، فکر نمی کنید طیفی از جامعه از این قسمت ها دلگیر شوند؟

ببینید در یک کار طنز یا ما باید در خلا یک کاری را بنویسیم و شخصیت پردازی کنیم. اما اگر کار رئال و واقعی است این آدمها باید اسم و شغل داشته باشند . تعریف مکانی و زمانی داشته باشند. در طنز از حرکت ها و رفتارهای خوب که کمدی درست نمی شود. بنابراین باید یک سری کژی ها را نقد و تبدیل به کمدی کرد. طبیعتا ما توقعمان از جامعه فرهنگی، ادبی و هنری مان این است که لااقل طنز را بهتر از سایر اقشار درک کنند. مطمئنا آنها می پذیرند که این یک کار طنز و کمدی است و قرار نیست از آن برداشت جدی بشود.

در این موقعیت هم با آدمهایی شوخی شده که نقش ادیب و هنرمندان را بازی می کنند و در واقع آدم های پوچ و توخالی هستند. اکثریت جامعه ادبی و فرهنگی کشور ما این طور نیستند و این را به خودشان نمی گیرند و حتما چنین آدم هایی که در این سریال ما به آنها اشاره کرده ایم را کنار خود دیده اند و با دیدن این طنز یاد آنها می افتند و می خندند. در کل آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد!

 با توجه به اینکه بنا به تجربه اقشار جامعه ما خیلی زود نسبت به طنز واکنش نشان می دهند و این سریال دایم به اقشار مختلف جامعه نقد می کند تا به حال خبری در مورد شکایت احتمالی و... به شما نرسیده؟

فقط شنیده ام بعضی سایت ها گفته اند یکی از ادارات کوچک یکی از شهرستان ها شکایت کرده اند و غرامت خواسته اند. آنها هم احتمالا وضع مالی اداره شان زیاد خوب نبوده خواسته اند غرامتی بگیرندو دستی به سر و گوش اداره شان بکشند.
 
گفت و گو: امیرهادی انواری
 

            

نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 11 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مهران مدیری از سال 71 تا به حالا و یه سوال

سلام دوستان این مطلب رو یکی از دوستان لطف کردن و نوشتن که ازشون تشکر میکنم

اولین بار در برنامه ای بنام نوروز 71 بود که هنرمند جوانی بواسطه تقلید رفتارهای محمود شهریاری و منوچهرنوذری شهره اذهان شد.

مدیری چند ماه بعد با برنامه ساعت خوش انقلابی در عرصه طنز بوجود آورد.ساعت خوش با چهره های جوان و ناشناس خود برای ساعتها قهقه مردم را به آسمان برآورد.

حال بعد از سالها که از پخش آن مجموعه میگذره خیلی از بازیگرانش به قطبی از جریان طنز کشور تبدیل شده اند. و البته مهران مدیری در راس آنها بارها و بارها سبکهای متفاوتی از طنز را ارائه کرده. ضمن اینکه بازیگران ساعت خوش هرگز در کنار هم باقی نماندند مگر در بعضی مجموعه ها که به زحمت بتوان دوتا یا سه تا از آنها را شاهد بود .

مهران مدیری همچنان به همان اصل دیرینه خود پایبند مانده است: استفاده از عوامل آماتور . که در هر مجموعه عده ای از مجموعه قبلی هستند و عده ای نیستند ولی همان آماتورهای چند سال پیش به توانمند ترین مهره های آثار طنز ایشان بدل شده اند. مدیری در مصاحبه ای به علت توفیقش در استفاده از افراد ناشناخته اشاره کرد: از بازیگرانم می خوام تا همونطوری که هستند یا میتوانند بازی کنند و آنها رو کاملا آزاد می گذارم.  همچنین نصراله رادش که در ساعت خوش به اوج رسید و روز به روز در حال افول است در گفتگویی یکی دیگر از علل موفقیت مدیری را در آرامش او تعبیر کرد.

 درسته که فروتنی و تواضع در چهره اش دیده نمی شود و عده ای هم از این بابت بر او خرده میگیرند اما آرامش که زمینه اندیشیدن را فراهم میکند در رفتار و آثار وی قابل لمس است.

آثار آقای مدیری را میتوان در دو دسته کلی تعریف کرد: فصل اول: که شامل آیتمهای نمایشی کوتاه بود مثل  جنگ 77 و ساعت خوش و ببخشید شما و ....  و فصل دوم : چند سالیست شاهد پخش آن هستیم و اغلب با همکاری پیمان قاسم خانی عرضه میشود که از پاورچین شروع شده تا حالا. بی انصافیست که کارهای اخیر مهران مدیری رو مدیون نوشته های قوی قاسم خانی ندانیم.

این نوشته ها در عین شیرینی توام با خنده همراه انتقادهای تندی نیز هست که با ظرافت و دقت خواصی که نویسنده در آن لحاظ کرده از خطوط قرمز ترسیم شده توسط مدیران سیما نیز عبور نمی کند.

مرد هزار چهره که هر شب شاهد پخش آن هستیم که بهانه نوشتن این مطلب هم شده نمونه ای از کارهای انتقادی است ، هر چند بعضی مواقع این تیغ تیز در جهت رضایت جریان حاکم نیز حرکت می کند (شاید برای بقا) نمونه هایی مثل: تصویر کردن تحصن نمایندگان مجلس ششم ، عباس کیارستمی ،انتقاد از طرح غنی سازی در خاک روسیه و نمونه آخر هم که دیشب پخش شد به مسخره گرفتن شعرا و روشنفکران و عرفا و چپگرایان که همگی را در یک گروه آدمها بی خرد نمایش داد و انصافا هم راهی جز خنده برایم باقی نگذاشته بود. (اونجا که سروش صحت با اون کلاه معروفش ،تخلصش رو چه -چگوارا- معرفی میکرد و تهدید به تحصن و نترسیدن از زندانی شدن و ..... رو میگم)

تا حالا هر چی گفتم تمجید بود ،کمی انتقاد هم دارم. معمولا در تمام آثاری که از مدیری دیدیم در نیمه پایانی بر خلاف نیمه آغازین شاهد افت کیفی شدید کار هستیم  و این افت تا اونجا پیش میره که مخاطب آرزو میکنه زودتر سر و تهش هم بیاد و به آخر برسه.

و یک مورد دیگه استفاده بیش از حد تکه کلامها ست ، اونها هم اولش خیلی جذابند ولی کم کم حالت انزجار به آدم دست میده خصوصا اونجا که این تیکه ها میاوفته تو زبون یکسری افرادی که معمولا سوژه زیادی برای مطرح شدن ندارند و تا مدتها خودشون رو با همین عبارات تو جامعه مطرح میکنند و اعصاب دیگران را خرد. من از الان برای همین تیکه به به.... به به  دارم اعلام خطر میکنما!!!

ضمنا گاهی اوقات این تکه کلامها به خوبی انتخاب میشوند و تا مدتها در فرهنگ عامه مردم ته نشین میشوند مثل همین اصطلاح مرسوم پاچه خواری.

 

و یه سوال :شما فکر میکنین من این عکسو برای چی گذاشتم تو وبلاگ؟؟!!

این عکس چه ربطی به مهران مدیری داره؟!

بگین ببینم هواداران مهران مدیری  چقدر زرنگن؟! 

 

     

 

نوشته شده توسط آتنا در شنبه 10 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

قلمبگی در هنر !!!

پلاک 14 / عکس :صامده

سلام.اگه گفتید این عکس مال کدوم قسمت از پلاک ۱۴ است؟!

همونطور که قبلا گفتم نویسنده ی قسمت نهم ژوله بود.امیر مهدی یکی از نویسندگان هفته نامه ی ۴۰چراغ و دوست نزدیک کاریکاتوریست این مجله(بزرگمهر حسین پور)ست. من احساس می کنم امیر یه سری از شوخی های این قسمت رو تحت تاثیر سه تا از کمیک استیریپ های بزرگمهر به خصوص کمیک "شب شعر در کافی شاپ" نوشته.کمیکها رو ببینید:

اینم یه عکس از خود بزرگمهر:

منبع :

www.bozicartoon.com

فعلا خداحافظ

صامده.

نوشته شده توسط آتنا در شنبه 10 فروردین1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

مرد هزار چهره و تکیه کلام حاشیه ساز

سلام این مطلب جالبه بود بخونین

رسما تلویزیون خانه ما مدتیست تعطیل شده. تقریبا هیچکس به فکرش خطور نمی کند که می شود تلویزیون را روشن کرد. همین هم عاملی است که از دنیای تلویزیون و سریالها و فیلمهای نوروزی و غیر نوروزی در امان مانده باشم.
اما مسئله اینجاست که این سالها سریالهای مناسبتی بسیار زیاد شده و کانالهای تلویزیونی با تبلیغات پیشینی تلاش زیادی برای رقابت و جذب مخاطب به راه می اندازند. امسال هم همین مسئله رواج داشت. در این میهمانی ها و دید و بازدید ها و در این سفر دو سه روزه به اصفهان، شیرفهم شدیم که طبق معمول سریال مهران مدیری جا باز کرده و دیدنی است. دلیلش استعداد نویسندگان و کارگردانش است یا زمان خوب پخشش، خیلی مهم نیست. مهم اینجاست که تقریبا همه را به دنبال کردن این مجموعه علیرغم شلوغی دید و بازدیدی ترغیب کرده است.
برای کم نیاوردن هم که شده به این پایگاه 
سر زدم. اصولا دست آدم را برای بی خبر نماندن از سیما باز گذاشته و تا یکماه می شود همه برنامه های پخش شده را در آن رصد کرد. من هم سه چهار قسمتی از این مرد هزار چهره را دیدم. بیشترین عامل برای علاقمندی به دنبال کردن سریال حواشی آن بود.
مثلا طبق معمول همیشه، اولین چراغ شکایت را ثبت احوال شیراز از این سریال روشن کرد. فکر کنم جماعت محترم پزشکان، که اصولا دست شکایت کردنشان خیلی خوب است گروه دوم شوند. البته نیروی انتظامی هم پایش کشیده شده. حالا نمی دانم گروه های بعدی شکایت کننده چه کسانی هستند.
تکه کلام مهران مدیری در این سریال و مشابهت آن با تشویق شناخته شده در اذهان مردم، از مهمترین حواشی این سریال بوده است، که حتی گمانه زنی هایی را برای ادامه پخش آن در افواه عمومی ایجاد کرده است.
البته باید فراموش نکنیم و حواسمان باشد که میزان نقد پذیری و ظرفیت شوخی در میان ما ایرانیان خیلی بالا نیست.

 
اینم نقد یه دوست در مورد مرد هزار چهره

شما هم میتونین نظراتتون رو اعلام کنید دوستان

تا  الآ ن که 8  قسمت از کار پخش شده، به جرئت می شه گفت، که با وجود بسیاری از تفاوت ها با کار های قبلی ،خوب از آب درآمده (البته مثل همیشه)نکات مثبت کار خیلی زیاده چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ فیلمنامه.
دوستان از نکات مثبت تا حدودی گفتن و بهش اشاره کردن ،
بنابر این من تصمیم گرفتم چند تا از نکات منفی که به نظرم
 اومد را بنویسم. البته این نقد نیست چون نقد یک نوشته همه جانبه ست که یک اثر رو از هر لحاظ  تجزیه و تحلیل میکنه.

این هم چند نکته ای که به نظر من رسید:

1)فرهنگ سازی:
در قسمت ششم(سه شنبه شب):سکانسی که در خانه سرگرد ریاحی همه مشغول خوردن شام هستند؛ سر میز شام از نوشابه استفاده شده در حالی که دوغ بهترین جایگزین برای این سکانس است.
در همین قسمت شاهین (پزمان بازغی) د