تبليغاتX
اي غريبه غم مخور من هم غريبم
منوي اصلي
لينکهاي سريع

وضعیت در یاهو


آرشيو مطالب
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته اوّل اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم فروردین 1387
» هفته اوّل فروردین 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته سوم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته اوّل اسفند 1386
» هفته چهارم بهمن 1386
» هفته سوم بهمن 1386
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته چهارم دی 1386
» هفته سوم دی 1386
» هفته دوم دی 1386
» هفته اوّل دی 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته سوم آذر 1386
» هفته دوم آذر 1386
» هفته اوّل آذر 1386

جدیدترین اخبار سینمای ما
شما می توانید جدیدترین اخبار (10 خبر آخر) سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگی فیلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

پیام مدیر و تبلیغات

به وبلاگ هواداران مهران مدیری خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.

گلشيفته فراهاني ستاره سينماي ايران
جشنواره ی سینمای ایران


بازیگران مرد هزار چهره

   خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است.

داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشن‌ها.

 از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریال‌های آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و...                            

   رضا فیض نوروزی پدر زن پر دردسر

همه دردسرهای مسعود زیر سر پدرزن آینده‌اش است که رضا فیض نوروزی نقش آن را بازی می‌کند. او آرام و ساکت در تمام مدت روی صندلی‌های دادگاه نشسته و منتظر شروع کار است. بقیه بازیگران در فرصت‌های مناسب در بالکن سالن جمع می‌شوند تا نفسی تازه کنند و در این مدت هم مدام با یکدیگر شوخی می‌کنند اما فیض نوروزی هر چند دقیقه یکبار سری به بالکن می‌زند تا سیگاری روشن کند و بعد هم به سرعت داخل سالن می‌رود. او تا به حال 22 سریال طنز بازی کرده اما این سریال اولین همکاری او با مهران مدیری است. «مهران مدیری آدم ناشناخته‌ای نیست. در این سال‌ها بارها پیشنهاد کار با او را داشتم اما فرصت نمی‌شد و این سریال فرصت مغتنمی برای من بود تا در خدمت او باشم و برای من تجربه لذت بخشی بود.» آقای جندقی سریال مدیری هیچ ربطی به آقای کتل میان که فیض نوروزی با آن شناخته شد، ندارد:«این دو آدم کاملا متفاوت هستند. جندقی مرد شلخته شلم شوربایی است که نیروی محرکه اتفاقاتی است که برای مدیری می‌افتد.» این پدرزن خبیث در سه قسمت اول سریال و البته در تمام صحنه‌های مربوط به دادگاه حضور پررنگی دارد

                                      شقایق دهقان:پر از خستگی و استرس

چهره‌اش پر از خستگی و استرس است. ساعت از یک و نیم نیمه شب می‌گذرد و شقایق دهقان هنوز کارش تمام نشده تا برود و به بچه شیرخواره‌اش سر بزند. با نگرانی از سالن دادگاه بیرون می‌آید و به سمت اتاق گریم می‌رود تا سری به مهراب قاسم‌خانی بزند. او یکی از بازیگران ثابت و قدیمی سریال‌های مدیری بوده و انگار این بار هم هیچ‌کس دلش نیامده او در کار نباشد و برای همین حالا با این شرایط ویژه در آخرین سریال مدیری هم بازی می‌کند:«من روزها بچه داری می‌کنم و شب‌ها هم سرکار هستم و حسابی خسته شده‌ام، اما در مجموع کارم زیاد نبوده و در سه قسمت از سریال در سه یا چهار سکانس بازی دارم». دختر یک خانواده نیروی انتظامی است که مهران مدیری وارد خانواده آنها می‌شود. شقایق دهقان تمام مدت در سالن دادگاه راه می‌ رفت تا کارش تمام بشود، آخرین سکانس بازی امشب او در دادگاه و زمان شهادتش درباره ماجراها می‌گذرد:«آنقدر در این مدت گیج هستم که هنوز نمی‌توانم نظری درباره این شخصیت بدهم. در کارهای قبلی زمان زیادی برای درآوردن این نقش داشتیم اما دراین کار برای سه یا چهارتا سکانس زمان کمتری داریم و هنوز نمی‌دانم که چطور شده است». دهقان بعد از پایان سکانس ترجیح می‌دهد که خیلی سریع از محوطه دادگاه بیرون برود و به بچه کوچکش برسد

                                            فلامک جنیدی :آرام و ساکت

فلامک جنیدی با دست‌هایش تعداد کارهایی را که تا به حال با مدیری انجام داده را می‌شمارد و بلافاصله می‌گوید:«شش تا. من کار اولم را با مدیری شروع کرده‌ام و هیچ‌وقت به او نه نمی‌گویم». برخلاف تمام نقش‌هایی که او تا به حال برای مدیری بازی کرده، نقش سحر این سریال دختر آرام و ساکتی است که نامزد شخصیت اول است و درگیر اتفاقات و بلاهایی می‌شود که پدرش به سر مهران می‌آورد. جنیدی از این که نقشش برخلاف همیشه طنز نیست، گله‌ای ندارد و معتقد است:«سریال موقعیت‌های کمیک غریبی دارد و ریتم تند و جذابی دارد و شخصیت اول، مدام در شرایط مختلف با آدم‌های مختلف گرفتار می‌شود و همین باعث جذابیت کار برای مخاطب می‌شود.» بازی او در سه قسمت اول کار تمام شده است و صحنه‌های مربوط به دادگاه هم همین امشب تمام می‌شود. بعد از این جنیدی منتظر می‌ماند تا نتیجه ششمین کار مشترک با مدیری را ببیند. «مدیری کارگردان منحصر به فردی است، در پشت صحنه کارهای او چیزهای زیادی یاد می‌گیرم و به من خوش می‌گذرد

                         پیمان قاسم خانی:با همه کارهایمان فرق میکند

پیمان قاسم خانی سرپرست گروه سه نفره نویسندگان سریال است. امیرمهدی ژوله، مهراب قاسم خانی و خشایار الوند داستان‌های مختلف این سریال اپیزودیک را می‌نویسند و او هم حواسش را جمع می‌کند تا خط ربط‌ها درست از آب دربیاید و کار متفاوتی را که با مدیری شروع کرده‌اند، درست تمام کنند. «‌این کار با تمام کارهایی که تا به حال انجام داده‌ایم فرق می‌کند. در این سریال به‌جز شخصیت مسعود شخصیت‌های ثابت نداریم و با بازیگران و داستان‌های زیادی روبه‌رو هستیم». مسعود شصت‌چی، آدم کم‌عقل و بی‌هوشی است که در موقعیت‌های مختلف گرفتار می‌شود. پیمان درباره این شخصیت می‌گوید:«این بدبخت، کلا از هوش تعطیل است. بدشانسی می‌آورد و در موقعیت‌های بدی قرار می‌گیرد که جوگیر می‌شود.» خلاصه داستان اول فیلم درباره مردی است که خودش را به جای دکتر، رئیس کلانتری، شاعرو... جا می‌زند. با شنیدن این داستان همه یاد کلاهبردار فیلم «‌اگه می‌تونی منو بگیر می‌افتند» اما از نظر سرپرست نویسندگان سریال این آدم و این سریال به این فیلم ربطی ندارد و شبیه فیلم دیگری هستند:«دیگران هم این شباهت را به من گفتند، اما من فکر می‌کنم که این فیلم روایت کمدی مدیری از فیلم «کلوزآپ» است.»
                             بهاره رهنما :دختر عجیب و رمانتیک پدرخوانده
 
آذرماه دختر عجیب و غریب پدرخوانده سنگدل است که گاهی رمانتیک می‌شود و گاهی هم نامزدهایش را جلوی تمساح می‌اندازد. اما بهاره رهنما در روز اول کار با ترس‌‌ولرز به مار و آفتاب‌پرست نگاه می‌کند و وقتی پیمان قاسم خانی به او می‌گوید:«می‌خواهم سکانسی با تمساح برایت بنویسم»، جیغ می‌کشد. «من از این حیوانات می‌ترسم اما بلاخره موفق شدم با کمک آقای رهبری مار را دور گردنم بیندازم». بعد از سال‌ها همکاری پیمان قاسم خانی و مهران مدیری، این کار اولین حضور رهنما در سریال‌های مدیری است. تابستان امسال این دو نفر در فیلم «دایره زنگی» با یکدیگر همبازی شدند و پیشنهاد بازی در این سریال هم از همان زمان به رهنما داده شد. «قرار بود نقش دیگری را بازی کنم اما من به مدیری گفتم که می‌خواهم نقش متفاوتی را بازی کنم و او هم جواب داد؛ نقش دختر پولدار متفاوت چطور است و نقش آذرماه به من رسید». حالا بازی او در خانه زعفرانیه تمام شده و تنها صحنه‌های دادگاهش باقی مانده. در شب‌های دادگاه بهاره رهنما با لبخندی برلب و چشمانی خسته از قبول این نقش راضی است.
 
                                      پژمان بازغی:افسر پلیس کاملا جدی
پژمان بازغی، افسر پلیس، شاهین اعتمادی و بازرس ژاور این سریال است. او از قسمت سوم وارد می‌شود و تا جایی که مسعود شصت چی را دستگیر می‌کند هم آرام نمی‌نشیند. بازغی بعد از دوسال با قبول پیشنهاد مهران مدیری به تلویزیون بازگشته و درباره این بازگشت می‌گوید:«دوست داشتم کار طنز را تجربه کنم وچه کسی بهتر از مدیری.» قبول پیشنهاد کار طنز، به این معنی نیست که بازغی را با چهره و بازی متفاوت و طنز می‌بینیم. نقش او در این سریال کاملا جدی است وموقعیت‌های کمیک هم مربوط به بقیه بازیگرهاست. بازغی در این مدتی که از تلویزیون دور بوده، پیشنهادهای زیادی برای بازی داشته اما در تمام این مدت دست نگاه داشته تا کارگردانی شبیه به مدیری به سراغ او بیاید:«تمام کارهای مدیری خوب است و چه کسی گفته که تلویزیون بد است و من نباید در تلویزیون بازی کنم. این سریال برای من جذابیت‌های زیادی داشت؛ تعدد لوکیشن و نقطه عطف‌های فیلمنامه چیزهایی بود که برای من جذاب بود. من نمی‌توانستم که بازیگر کارهای قبلی مدیری باشم چون آنها براساس بداهه‌گویی بود ولی این کار فیلمنامه داشت و از نظر حرفه‌ای با کار من یکی بود». بازی بازغی با این دادگاه تمام نمی‌شود. او تا لحظه‌های آخر فیلمبرداری باید حضور داشته باشد اما از همین الان از نتیجه کار راضی و صحبت بیشتر را به بعد ازعید موکول می‌کند
                                       پرستو گلستانی : یک نقش شیرین
پرستوگلستانی بازیگر سخت‌گیر و کم‌کاری است. اما او 15روز تمام در پشت صحنه سریال «مرد هزارچهره» بازی کرد و حالا شب آخر را در دادگاه می‌گذراند و حالا منتظر پایان کارش است. با این شرایط قبول بازی در سریال مدیری دلایل ویژه و خاصی را برای این بازیگر دارد:«این اولین کار من با مدیری است. مدیری کارگردانی توانا، باهوش و باذکاوت است که می‌داند چه می‌خواهد. برای من شخصیت آدمی که با او کار می‌کنم خیلی مهم است و به همین دلیل بازی دراین سریال را قبول کردم». این سریال اولین تجربه همکاری گلستانی با مدیری است. حضور این کارگردان و شرایطی که خود نقش دارد آنقدر برای او ایده‌آل است که اگراین سریال به جای 15 قسمت، 90 قسمت هم بود، این پیشنهاد را قبول می‌کرد:«نود شبی‌های خوبی در دنیا ساخته می‌شود و اگر سریال نودشبی بود که مدیری می‌ساخت و نقش و شرایط آن را دوست داشتم، آن را قبول می‌کردم». تا این جای کار او از همه چیز راضی و معتقد است که این سریال، کار خوبی از آب در آمده چون:«اتفاقات سریال مختلف و شیرین است. این مجموعه تک محوری نیست و عین یک پازل می‌ماند که در کنار هم قشنگ می‌شود.»
 

نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 29 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

دانلود آنونس مرد هزار چهره + عکسهای اختصاصی

    سلام بچه ها

   اینم عیدی اختصاصی سایت مدیری فنز

 

    دانلود آنونس مرد هزار چهره

     دانلود کنید و لذت ببرید

     از  این قسمت میتونین دانلود کنین

 با تشکر از علیرضا سیاوش مدیر سایت مدیری فنز(مرسی ریحانه جون که یادآوری کردی)

اینم عکسهای اختصاصی از وبلاگ خودم

 

                  

                  

                 

                

               

               

               

نوشته شده توسط آتنا در چهارشنبه 29 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

«رسول نجفيان» به سريال «مرد هزار چهره» پيوست

    قسمت سريال مديري آماده شد؛

خبرگزاري فارس: رسول نجفيان به بازيگران مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» پيوست

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» روزهاي پاياني خود را مي‌گذراند و بازيگراني چون «رسول نجفيان»، «شادي احدي‌فر» و «ساقي زينتي» به جمع بازيگران سريال اضافه شده‌اند.
بنابر اين گزارش، تا به حال 13 قسمت از اين مجموعه براي پخش آماده شده و تصويربرداري دو قسمت پاياني نيز تا روزهاي ابتدايي سال نو ادامه خواهد داشت.
اين سريال تلويزيوني كه در 15 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش در ايام نوروز از شبكه 3 سيما تهيه شده، ساعت 22:45 به روي آنتن خواهد رفت و داستان اجتماعي و موقعيت‌هاي مختلفي را به تصوير مي‌كشد كه ممكن است براي هر شخصي اتفاق بيافتد تا به جاي ديگري اشتباه گرفته شود.
در سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» ، مهران مديري نقش اول را ايفا مي‌كند و ساير بازيگران اين سريال عبارتند از: پرويز فلاحي‌پور، علي‌رضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، اسماعيل سلطانيان، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرالله رادش، غلامرضا نيكخواه، رامين پور ايمان، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان،‌سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، علي لك‌پوريان، غلامحسن تسعيري، محمد جواد عزتي ، كوروش كاشاني دوست، شايان احدي‌فر، شهين تسليمي، پروين قائم‌مقامي، امير حسين رستمي، حميد نيك نبرد، اكبر قدمي، كيانوش گرامي، شهريار فخاري و لقمان نظيري.
در متني كه به جاي خلاصه داستان در اختيار خبرگزاري قرار گرفته آمده است:‌ اگه جاي من بودين؟ اگه مي‌خواستين خودتونو ثابت كنين؟ اگه مجبور بودين جاي آدم‌هاي ديگه باشين... چيزهايي كه اصلا به شما مربوط نيست ولي لذت‌بخشه... و آدم‌هايي كه شما را بزرگ مي‌كنن در حالي كه شما خودتون هستين... لذت‌بخشه، نه؟
اگه جاي من بودين...
ساير عوامل اين سريال تلويزيوني عبارتند از:
تهيه‌كنندگان: مجيد و حميد آقاگليان، كاگردان:مهران مديري، سر پرست نويسندگان: پيمان قاسم‌خاني، نويسندگان: خشايار الوند ، محراب قاسم‌خاني، امير مهدي ژوله ،دستيار اول و برنامه‌ريزي: الاله هاشمي، منشي صحنه: بهناز سيد تقيها، طراح نور: عبدالله‌ به افراز، طراح صحنه و دكور: فروزان جليلي‌فر، طراح گريم : مهرداد شكرابي، طراح لباس: آوا سلطاني عرب شاهي ، صدابرداران: محمد حاتم‌نژاد، حميد گرمابدري، تصويربرداران: منوچهر مظفري، اميد رخ‌افروز و سعيد عباس‌اصفهاني، سوئيچ: جواد اصلاني، تدوين: احسان مظفري، مدير روابط عمومي: وفا ملك زاده، موسيقي: بهرام دهقان‌يار، مدير توليد: عبدالرضا شهباززاده، مدير فني و نودال: حسن مرداني، دستيار كارگردان: شايان احدي‌فر،هانيه بساتيني، نورپرداز: عباس دهقان، گروه تصويربرداري: كامران جمشيديان ، مهدي تهراني، علي بحر العلوم.
انتهاي پيام/

            سريال نوروزي اگه جاي من بودين

                    سريال نوروزي اگه جاي من بودين

نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 28 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

پیمان قاسم خانی از" مرد هزار چهره" میگوید

سلام

مصاحبه خواندنی جام جم با پیمان قاسم خانی

با پيمان قاسم خاني ، نويسنده فيلمنامه سريال «مرد هزارچهره»:
                     آن ها تک تيراندازند، ما مسلسل چي
 
«مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.
                       

راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.

ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟

وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.

تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟

اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟

نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.

اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟

نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.

چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟

هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.

پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟

بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.

اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟

نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.

مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟

آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم این بهترين بازي اش تا الان است.

کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟

اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.

درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.

براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟

نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.

براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟

خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.

اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!

براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.

بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟

بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.

خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.

بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.

مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟

فيلم سينمايي.

بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟

من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.

منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.

منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.

پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟

نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.

آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.

نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.

مشابهش را مي تواني مثال بزني؟

فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.

چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟

آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.

ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.

ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!

برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟

گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.

حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.

از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.

چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟

بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.

کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.

رج هم مي زنيد؟

تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.

بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟

هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.

پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟

خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.

نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.

کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.

شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.

آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.

يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.

آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.

اين مدح کارت است يا ذمش؟

هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.

اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟

کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.

از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟

به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.

البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.

خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟

نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.

چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟

دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.

سال آرامش ، سال استراحت

امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.

فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.

جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟

نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.

يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟

نويسندگي خيلي بيش تر است.

يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟

قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.

جابر تواضعي


 

نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 28 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

جدیدترین پوستر دایره زنگی

سلام.

دیشب شما  و سیما نشون ندادن.عوضش امشب ساعت 5 دقیقه به 12 پخش می کنن.

محمدرضا حسینیان هم تو سینما گلخانه اش ضمن اینکه(با همون لحنی که از اعماق وجودش تراوش میشه)اعلام کرد برای نوروز شبکه سه یه سریال طنز بسیار عالی رو تدارک دیگه(که دیگه احتیاج به معرفی نداره)گفت که فردا شب(سه شنبه)ساعت 11 شبکه سه هم یه ویژه برنامه برای معرفی برنامه های نوروزی خودش داره

رو نمایی از پوستر فیلم « دایره زنگی » برای نخستین بار

 

رو نمایی از پوستر فیلم « دایره زنگی » برای نخستین بار در سایت سینمای ما



سینمای ما ـ امیر کاظمی : اکران خصوصی فیلم « دایره زنگی » نخستین ساخته پریسا بخت آور در مقام کارگردان با حضور کلیه عوامل و بازیگران فیلم به همراه جمعی از اهل مطبوعات فردا شب در مجموعه فرهنگی هنری اریکه ایرانیان برگزار می شود . این برنامه راس ساعت ۲۱ در مجموعه اریکه ایرانیان آغاز می شود . همچنین قرار است « دایره زنگی » روز چهارشنبه بیست و نهم فروردین ماه در گروه سینمایی قدس اکران عمومی شود . باران كوثري، مهران مديري،‌محمدرضا شريفي‌نيا، نيما شاهرخ‌شاهي، صابر ابر، امين حيايي، حامد بهداد ٬ بهاره رهنما، اميد روحاني، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوش‌خلق، اكرم محمدي، امير نوري، مليكا شريفي‌نيا، نگار فروزنده ٬ محسن قاضي‌مرداي،‌ كيانوش گرامي، آفرين چيت‌ساز و مهدي پاكدل از جمله بازیگران این فیلم هستند . سینماهای قدس ٬ ایران ٬ جوان ٬ اریکه ایرانیان ٬ آزادی ٬ عصر جدید ٬ پیروزی ٬ پارس ٬ موزه سینما ٬ جمهوری و جی به همراه فرهنگسرهای نیاوران ٬ اشراق و فدک از جمله سینماهای نمایش دهنده « دایره زنگی » هستند .

منبع خبر : سینمای ما

             

        شخصي را به جهنم مي بردند .

        در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد .

         ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد .

         فرشتگان پرسيدند چرا ؟

       پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت


نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 27 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

فرهاد اینجا,اونجا,همه جا

سلام

این گزارش از جام جم نوروزی گرفتم که جالبه

 شیر فرهاد شب های برره ما,سال گذشته فرمان رو طرف سینما گرفت,کلاه و لباده اش رو برداشت و به جاش یه کلاه شاپو گذاشت سرش و یک سیگار برگ خفن و یک مار کلفت دست گرفت و شد وکیل جاهدی فیلم ((همیشه پای یک زن در میان است)).
آدمی که یک زمانی می خوند((آی بیا بریم دشت کدوم دشت همون دشتی که آهو نام داره,آی بله))به روزی افتاد که یه بند شعار زن بد است,جیز است نرو طرفش رو می داد و آخر فیلم در یک تحول نمادین سیگار از دهنش افتاد و گفت زن اکسیژن است.
شیرفرهادی که دم به ساعت می گفت ها!ای که الان وگفتی یعنی چه؟و مدام اطرافیانش رو تلکه می کرد,یه دفعه چنان هشتپلکو شد که نگو.حتی در دایره زنگی که یه جورایی شبیه همین چارخونه خودمون است,همون جوریه که قبلا بود.
شیرفرهاد ما امسال می خواد با یه سریال تازه به خانه ها بیاد,سریالی که فعلا اسمش مرد هزار چهره است و قراره در آن قصه آدم بی گناه و بدبختی گفته بشه که پشت سر هم بد میاره.از صمیم قلب امیدوارم این سریال طنز آنقدر خوب در بیاد که اگر احیانا تا آخر سال 87 سریال طنزی پخش نشد,چیزی برای خندوندنمون وجود داشته باشه.هر چه باشه مردم از مدیری توقع دارن.توی پرانتز:چه اشکالی داره بعضی وقت ها ما هم به ذره پاچه خواری کنیم؟!
 
اینم تبریک آقای مدیری به هواداران به مناسبت سال جدید در سه سال گذشته
 
            
            
          

نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 27 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

گزارش بانی فیلم و خانواده سبز از "اگه جای من بودین"

سلام

امروز ۲ تا گزارش میذارم  یکی از بانی فیلم و دیگری از خانواده سبز

یه عکس جالب از  بانی فیلم مهران مدیری رو پیدا کنید

         

 

مرد هزار چهره؟

 

 قبل از پيش‌توليد

75-درست پس از شكست شبكه سوم سيما در ماراتون رمضان، با وجود توصيه مديران ارشد صداوسيما مبني بر كار نكردن با مهران مديري مديران شبكه سوم سيما پيشنهاد ساخت سريال نوروز را به اين كارگردان دادند.

76-پس از قبول پيشنهاد از سوي مديري و برادران تهيه‌كننده قرار شد خيلي بي‌سروصدا مديري طرحش را انتخاب و مقدمات ساخت سريالش را فراهم كند.

77-مديري طرح قديمي كه پيمان قاسم‌خاني دوران گنج‌مظفر به او پيشنهاد داده بود را انتخاب كرد و قرار شد با نگارش متن آن را دست بگيرد.

78-مديران صداوسيما پس از با خبر شدن از اقدام شبكه سوم و همكاري آنها با مديري حسابي دلخور شدند و طي جلسه‌اي دلخوري خود را با مديران شبكه سوم در ميان گذاشتند.

79-پس از جلسه مديران صداوسيما با مديران شبكه سه در ساختمان شبكه سوم سيما تهيه‌كنندگان پروژه به اتفاق مديري به شبكه رفتند و پس از يكسري شرط و شروط قرار شد با توجه به حساسيت مديران ارشد صداوسيما بر روي پروژه خيلي بي‌سروصدا مراحل پيش‌توليد و توليد كار پشت سر گذاشته شود.

80-پيمان و محراب قاسم‌خاني به همراه اميرمهدي ژوله با تصويب نهايي، نگارش را آغاز كردند.

81-با تأكيد مهران مديري قرار شد هيچ شخصيت دنباله‌داري آن چنان در كار نباشد و مديري تنها شخصيت دنباله‌دار و محوري كار باشد.

پيش‌توليد

82-پيش‌توليد سريال مديري با نام اوليه <مرد هزار چهره> اوايل آذر ماه آغاز شد.

83-در اولين روزهاي پيش‌توليد مديري شخصاً به بازيگراني چون امين حيايي، خسرو شكيبايي و... براي حضور در مجموعه‌اش تماس گرفت.

84-در حالي كه قرار بود همه چيز در سكوت خبري پيش رود تماس مديري با حيايي و شكيبايي همه جا پيچيد و همين باعث شد همگان از حال و هواي متفاوت سريال مديري با خبر شوند.

85-همه چيز براي حضور حيايي و چند بازيگر مطرح ديگر آماده بود كه توصيه يكي از نزديكان بازيگران مورد نظر كه بعداً خود رقيب سرسخت مديري در سريال شبكه اول شد را‡ي بازيگران مورد نظر مديري را زد.

86-مديري هر چند نتوانست با بازيگران مورد نظرش قرارداد ببندد‌، اما گروه بازيگران كاملاً متفاوتي جمع‌وجور كرد گروهي كه باعث شد خيلي‌ها از شنيدن نام آنها تعجب كنند.

توليد

87-تصويربرداري <مرد هزار چهره> دي‌ماه خيلي بي‌سروصدا آغاز شد.

88-در همان ابتداي تصويربرداري از سوي رياست سازمان صداوسيما به شبكه سه دستور داده شد هيچ عكسي و خبري تا دو هفته مانده به پخش به هيچ نشريه‌اي داده نشود. اين دستور درواقع به جهت تنبيه شبكه سوم سيما به علت كار كردن بدون اجازه با مديري صادر شد!

89-تصويربرداري به دليل لوكيشن‌هاي متعدد كار كندتر از ساير سريال‌هاي مديري پيش رفت.

90-اواسط تصويربرداري خشايار الوند براي تقويت متن‌ها به گروه اضافه شد.

91-تعداد زيادي از بازيگران كه به صورت تلفني هنگام پيش‌توليد به مديري براي حضور در سريال اطمينان داده بودند اواسط تصويربرداري جلوي دوربين حاضر نشدند.

92-مديري و گروه توليدش برخلاف بقيه اوقات به شدت در طول كار سراغ ديگر كارهاي نوروز و به خصوص سريال شبكه اولي‌ها را كه حسابي با آنها كري‌خواني داشتند مي‌گرفتند.

پخش‌

93-در حالي كه قرار بود نام سريال تغيير كند در آخرين لحظات قرار شد همان نام مرد هزار چهره روي كار بماند.

94-برخلاف جرح و تعديلي كه بر روي اكثر سريال‌هاي امسال انجام شده با نظارت و قدرت شخص مدير شبكه سوم هيچ فريمي از كار، تا اينجا بازبيني و حذف نشده و به احتمال فراوان بعد از اين هم نخواهد شد.

  

فوق سري‌

مهران مديري اواسط كار تصميم گرفت يكي از نقش‌هايش را به مرد پرحاشيه و بامزه اين سال‌هاي فوتبال يعني فيروز كريمي بسپارد، اما اين اتفاق جالب به دليل فوت ناگهاني مادر اين مربي محبوب منتفي شد.

شك نكنيد اگر اين اتفاق رخ نمي‌داد فيروز كريمي در سريال مديري مهمترين اتفاق نوروز امسال در تلويزيون مي‌شد.

 

 

گزارش خانواده سبز از "اگه جای من بودین"

نوروز امسال با  «مرد هزارچهره»

 
 
«مهران مديري» كارگردان و بازيگر پيشكسوت سينماي ايران سال‌هاست كه در اين عرصه فعاليت مي‌‌كند؛ بازيگري كه ايرانيان خاطرات زيادي از او به ياد دارند.

نوروز امسال هر شب از شبكه سوم مجموعه‌اي مي‌‌بينيم كه نامش «مرد هزارچهره» خواهد بود و مديري در چند نقش در اين مجموعه ايفاي نقش مي‌‌كند؛ نقش پليس، دكتر، جراح، مرد عادي، يك مسئول و... اما آنچه كه سريال جديد مديري را نسبت به مجموعه‌هاي گذشته متفاوت كرده، لوكيشن‌هاي زياد اين سريال طنز است. او مانند مجموعه‌هاي گذشته‌اش، تنها يك منزل را محل فيلمبرداري دوربين‌هاي خود نكرده است. لوكيشن اصلي مجموعه واقع در خيابان ملاصدراي تهران است و ديگر لوكيشن‌ها منزلي واقع در يكي از كوچه‌هاي فرعي زعفرانيه در شمال شهر تهران، در خيابان، بيمارستان، دادگاه و...همين امر باعث شده مجموعه او كاري متفاوت نسبت به گذشته دربيايد، البته شايد دليل آن، اين باشد كه وي براي ساخت اين مجموعه از فرصت خوبي برخوردار بوده است. او اين مجموعه را هفدهم دي ماه كليد زد و تا چند روز مانده به نوروز به پايان رساند.

لوكيشن زعفرانيه

هشتم اسفند ماه – تهران – ساعت 2 بعدازظهر

ساعت دو بعدازظهر خودمان را به آنجا رسانديم. خانه‌اي بزرگ و ويلايي. يك عده آدم با كاپشن‌هاي بلند مشكي و همه اسلحه به دست در حياط نشسته‌اند. ابتدا فكر كرديم نشاني را اشتباه آمده‌ايم اما زماني كه خانم وفا ملك‌زاده مدير روابط‌عمومي مجموعه به استقبال‌مان آمد، متوجه شديم كه نه، نشاني درست است و اين افراد مربوط به يك لوكيشن پربازيگر سريال جديد مهران مديري هستند.

گروه در حال تدارك هستند تا يك اتاق عقد درست كنند. مهران مديري هم آماده مي‌‌شود تا لباس دامادي بر تن كند. از آن طرف هم عروس با لباس عروس خود را آماده كرده است. ادامه قصه را بي‌خيال شويد چون قول داده‌ايم ننويسيم كه داستان خداي ناكرده لو نرود.عليرضا خمسه در گوشه‌اي از حياط مشغول تمرين متن با رامين پورايمان بازيگر قديمي راديو و تلويزيون است اما در گوشه‌اي از سالن «كيانوش گرامي» كه بازي خوب او در «ميوه ممنوعه» را به ياد داريم، از زور خستگي به خواب رفته است. به ما گفت: همزمان مشغول ايفاي نقش در مجموعه‌اي براي شبكه دوم است. البته وقتي كه بيدار شد، اين موضوع را به ما گفت.

مهراب قاسم‌خاني هم آمده است. به مهراب تبريك مي‌‌گوييم چرا كه به تازگي او و همسرش شقايق دهقان صاحب فرزندي شده‌اند. پيمان برادر بزرگترش كه سرپرست تيم نويسندگان است، هم در محل حضور دارد. او به همراه همسرش بهاره رهنما كه يكي از نقش‌هاي اصلي اين مجموعه را ايفا مي‌‌كند، متن‌ها را چك مي‌‌كنند.

اين مجموعه، يك بازيگر كوچولو هم دارد كه همزمان با پخش اين مجموعه از شبكه سوم، معرفي مي‌‌شود. او كسي نيست جز پريا قاسم‌خاني، دختر پيمان قاسم‌خاني و بهاره رهنما. حالا كه صحبت به نويسندگان رسيد، بد نيست ديگر نويسندگان اين مجموعه را هم نام ببريم؛ مهراب قاسم‌خاني، خشايار الوند و اميرمهدي ژوله.

از آنجا كه كارمان گير است، سعي مي‌‌كنم خودم را به عكاس و تصويربردار اين مجموعه بيشتر نزديك كنم. او سيدعباس اصفهاني است؛ پسري باوقار و خونگرم كه نهايت همكاري را با ما مي‌‌كند.

زماني كه از رهنما مي‌‌خواهيم عيدانه‌اي براي ما بنويسد، پريا كوچولو هم به ما مي‌‌گويد: كنار امضاي مادرم مي‌‌خواهم من هم يادداشتي براي خانواده‌سبز بنويسم.

اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه خلاصه داستان اين مجموعه چيست. پس بخوانيد، اگر سر در بياوريد، يك جايزه به شما مي‌‌دهيم. مديري خودش اينطور خواسته...

«اگه جاي من بودين، اگه مي‌‌خواستين خودتونو ثابت كنين، اگه مجبور بودين جاي آدم‌هاي ديگه باشين. چيزهايي كه اصلا به شما مربوط نيست ولي لذتبخشه و آدم‌هايي كه شما را بزرگ مي‌‌كنن در حالي كه شما خودتون هستين. لذتبخشه، نه؟»

ما كه متوجه نشديم و مثل شما به انتظار مي‌‌نشينيم تا اين مجموعه در ايام عيد پخش شود.

ملك‌زاده، روابط‌عمومي مجموعه مي‌‌گويد: «مرد هزار چهره از اول تا پانزدهم فروردين هر شب پخش مي‌‌شود.»

وسواس مديري

يكي از ويژگي‌هاي مهران مديري اين است كه با وسواس خاصي مجموعه‌هايش را مي‌‌سازد، يعني آنقدر روي مانيتور دقيق است كه يك برداشت را چند بار بايد بگيرد تا به سليقه‌اش نزديك باشد. در اين راه آلاله هاشمي دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز همراه اوست. هاشمي در مجموعه «ساعت شني» هم دستيار بهرام بهراميان كارگردان آن مجموعه بود. براي تصويربرداري از پلان اتاق عقد، مهران مديري دقيقا دو ساعت وقت گذاشت تا آن پلان چند دقيقه‌اي خوب از آب دربيايد.

شايد شما خواننده محترم تاكنون به پشت صحنه فيلم‌هاي سينمايي يا مجموعه‌هاي تلويزيوني نرفته باشيد اما ما كه رفتيم، عادت داريم يعني جزئي از قانون است. تمام تلفن‌هاي همراه بايد خاموش باشد چون گوشي‌هاي همراه باعث مي‌‌شود نويز بيفتد و اين كار را براي صدابرداران و تصويربرداران سخت مي‌‌كند. پيش از 1، 2، 3 گفتن و آماده شدن براي گرفتن يك پلان جديد، هاشمي از همه مي‌‌خواهد كه تلفن‌هاي همراه خود را خاموش كنند، گرچه هيچ تلفني در آن منطقه آنتن نمي‌‌دهد اما با اين حال گوشي نبايد روشن باشد.

   

در همين گير و دار تصويربرداري مي‌‌بينيم كه جواني شانزده، هفده ساله به پشت صحنه مي‌‌آيد. شباهت عجيبي به مهران مديري دارد، نگو كه وي فرهاد مديري پسر بزرگ آقامهران است. خدا سلامتش نگه‌دارد، مثل پدرش است. با عوامل احوالپرسي مي‌‌كند و گوشه‌اي مي‌‌‌نشيند. تهيه‌كنندگان هم به جمع ملحق شده‌اند حميد و مجيد آقاگليان كه معمولا تهيه‌ مجموعه‌هاي مديري برعهده آنان است.

پربازيگر پربازيگر

اين مجموعه بازيگران زيادي دارد اما همه آنان در همه قسمت‌ها ايفاي نقش نمي‌‌كنند و تنها درچند قسمت بازي مي‌‌كنند. نمونه‌اش پژمان بازغي است كه در نقش يك افسر پليس و در سه قسمت بازي مي‌‌كند يا عليرضا خمسه كه تصور مي‌‌كنم با آن پالتوي بلند مشكي چرمي‌اش، در نقش يك كارآگاه در سه قسمت ايفاي نقش كند.

خمسه مرد نازنيني است. در سخت‌ترين شرايط لبخند بر لب دارد و هميشه با گرمي با شما برخورد مي‌‌كند. در زمان استراحت او، چند دقيقه‌اي در رابطه با رسانه‌هاي نوشتاري صحبت مي‌‌كنيم. اطلاعاتي از او مي‌‌گيريم و اطلاعاتي هم مي‌‌دهيم. به هر حال خمسه جزو بازيگران پيشكسوت هنر ايران است، البته در اين مجموعه راه رفتن خمسه كمي سخت به نظر مي‌‌رسد. از آنجا كه او بايد نقش يك فرد تقريبا چاق را بازي كند، زير بلوزش نمي‌‌دانم چه گذاشته‌اند كه وي را شكم‌گنده نشان دهند.

در رابطه با بازيگران برايتان مي‌‌گفتم... تنها بازيگر اصلي تمام قسمت‌ها، مهران مديري است اما اگر بخواهيد نام ديگر بازيگران را بدانيد، اين ليست را بخوانيد:

عليرضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرا... رادش، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان، رامين پورايمان، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، كيانوش گرامي، اسماعيل سلطانيان، پرويز فلاحي‌پور، غلامرضا نيكخواه كه بارها از اين افراد بازي‌هاي به ياد ماندني به خصوص در وادي طنز به ياد داريم و به اين نفرات بايد علي لك پوريان، غلامحسن تسعيري، محمدجواد عزتي، كوروس كاشاني‌دوست، شايان احدي‌فر، شهين تسليمي، پروين قائم‌مقامي، اميرحسين رستمي، حميد نيك‌نبرد، اكبر قدمي، شهريار فخاري و لقمان نظيري هم اضافه كرد، ضمن اين‌كه محمود شهرياري هم در يك قسمت در نقش خودش بازي كرد يعني در نقش يك مجري مراسم.به هر حال كار كشيدن از اين همه بازيگر كار آساني نيست و از عهده هر كسي برنمي‌آيد و فقط از شخصي چون مهران مديري برمي‌آيد. كارگردان و بازيگر باسابقه طنز تلويزيون ايران كه هنوز از او بازي در مجموعه «ساعت خوش» در اواخر سال 73 و «نوروز 74» را به ياد داريم.
 

همزمان با اكران در تهران/

«دايره زنگي» در 20 شهرستان اكران ‌نوروزي مي‌شود

خبرگزاري فارس: دايره زنگي و (پريسا بخت‌آور) در تهران و بيست شهرستان ديگر از 29 اسفند اكران مي‌شود

مصطفي شايسته مدير پخش مؤسسه سينمايي هدايت فيلم كه پخش دايره زنگي را برعهده دارد گفت: اكران اين فيلم از روز چهارشنبه 29 اسفند آغاز مي‌شود و سعي داريم كه اكران اين فيلم را در حد ممكن گسترده انجام دهيم.
وي افزود: به جز استان تهران، «دايره زنگي» در بيش از بيست استان ديگر اكران مي‌شود و تعداد سينماي نمايش دهنده اين فيلم بيش از چهل سينما است.
لازم به ذكر است كه در تهران،اين فيلم در گروه سينمايي قدس اكران خواهد شد
داستان «دايره زنگي» درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودروي پدرش را برمي‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي‌رود، اما طولي نمي‌كشد كه تصادف مي‌كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه‌هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداخته‌اند. فيلمنامه «دايره زنگي» تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان مي‌دهد

نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 26 اسفند1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

علیرضا خمسه از کار با مهران مدیری میگوید

  با سلام

نمی دونم مهران مدیری کارش رو تو تلوزیون کی شروع کرده!!!!!!!!!!!!.

قدیمی ترین برنامه ای که خودش یه بار تو تلوزیون نام برد این بود که گفت: سال 69 با کامران ملک مطیعی(دکتر تو زیر آسمان شهر)تو یه برنامه هم بازی بوده که اون برنامه هم برای گروه کودک بود (!!!) ولی خب از سال 72 بود که با نوروز 72;خیلی شناخته شد.از اون به بعد تا نوروز 74 با "سال خوش" به صورت پیوسته کار کرد.تا اینکه بعد از اون برنامه تا سال 77 ممنوع التصویر شد که به قول خودش گویا از هر نوع فعالیت هنریی(رادیو و...)ممنوع الفعالیت شده بود.ولی از سال 77 که برگشت تا سال 85 که باغ مظفر پخش می شد هر سال یه برنامه داشت.هیچ سالی نبود که ما اصلا نبینیمش.ولی سال 86 ,سال بدون مهران مدیری بود.نه برنامه ای ,نه بازیی ,نه اکران فیلمی ,نه سی دی باغ مظفری,نه حتی سی دی چلچراغ و جشنواره ی حافظی,نه آوازی,نه صدایی,نه سکوتی,نه درنگی,نه نگاهی....فقط چند تا عکس و خبر.حتی هیچ کدوممون نه رفتیم جشن چلچراغ نه جشنواره ی حافظ.

خلاصه که امسال بد