تبليغاتX
اي غريبه غم مخور من هم غريبم
منوي اصلي
لينکهاي سريع

وضعیت در یاهو


آرشيو مطالب
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته اوّل اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم فروردین 1387
» هفته اوّل فروردین 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته سوم اسفند 1386
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته اوّل اسفند 1386
» هفته چهارم بهمن 1386
» هفته سوم بهمن 1386
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته چهارم دی 1386
» هفته سوم دی 1386
» هفته دوم دی 1386
» هفته اوّل دی 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته سوم آذر 1386
» هفته دوم آذر 1386
» هفته اوّل آذر 1386

جدیدترین اخبار سینمای ما
شما می توانید جدیدترین اخبار (10 خبر آخر) سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

جدول فروش فيلم ها
» جدول فروش هفتگی فیلم ها
» برنامه ي سينماها
» فيلم هاي آماده ي اکران
» فيلم هاي در حال توليد

آمار بازديد

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin



امکانات

پیام مدیر و تبلیغات

به وبلاگ هواداران مهران مدیری خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.

گلشيفته فراهاني ستاره سينماي ايران
جشنواره ی سینمای ایران


چشمک

سلام بچه ها خوبین؟

امیدوارم عزاداری هاتون مقبول درگاه حق قرار گرفته باشه

بچه ها میدونین دیروز چه روزی بود

دیروز سی ام بود

حتما میگین خوب آره سی ام بود دیگه داره غیب میگه!!!!!!!!

ولی نه منظورم اینه که پارسال در چنین روزی چه خبر بود؟

پارسال در چنین روزی باغ مظفر تمام شد

یادتونه دو روز بعدش اول محرم بود و نتونستن پشت صحنه سریال رو پخش کنن

ولی چیزی که خیلی برام مهمتر بود و خواستم بخاطرش این موضوع رو یاد آوری کنم

چشمکی بود که مهران مدیری در قسمت آخر زده بود

مهران مدیری هیچ کاری رو بی دلیل انجام نمیده به نظر من این چشمک یک دنیا حرف داشت

من که اینقدر از این چشمک مدیری سر ذوق اومدم که هیچوقت اون زمان رو فراموش نمیکنم

به نظرم یه جورایی مهران مدیری با چشمک میخواست بگه که:

آره داداش خودم میدونم چقدر طرفدار دارم و منتظر شاهکارهای بعدیم باشین

این که شوخی بود ولی به نظر شما هدف مهران مدیری از چشمک قسمت آخر باغ مظفر چی بوده؟

اصلا منظوری داشته یا نه من اشتباه میکنم

خوشحال میشم نظرتون رو بدونم

اینم عکسهای چشمک

 

 

اینم همینجوری گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

درشهرعشق قدم میزدم گذرم افتاد به قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم

 تاچشم کارمی کرد قبربود

پیش خودم گفتم یعنی این قدرقلب شکسته وجودداره؟

یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بود.

جلورفتم برگهای روی قبررا کنارزدم که براش دعاکنم

 وای چی میدیدم باورم نمیشه............

 اون قلبه همون کسیه که چندساله پیش دله منو شکسته بود

 

 

امیدوارم هیچوقت قلبتون نشکنه

 

نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 30 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

محرم آمد

 

محرم آمد .

 ماه حسین و اکبر و عباس . بوی علقمه و عطر یاس .

 بوی خون و رگ بریده و اشک صدای واعطشاه و شکر و صبر .

ماه ندای هل من ناصر .. ماه زینب ستم سوز و شش ماهه باب الحوائج .

 ماه تفکیک صف مردان از نامردان .

ماه تمیز حق و باطل در گذرگاه زمان و برای همیشه تاریخ .

 ماه بوی سیب . ماه عزاداری آل الله .

 ماه سیاه پوشی بهترین خلق خدا ....

این مناسبت غمبار را به شما بهترین ياران ِ هميشه همراه تسلیت می گویم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آتنا در جمعه 28 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

دختر ناز

 با سلام

در مورد طنز 4 خونه زیاد نقد خوندیم ولی این مطلبی که براتون میذارم یه جورایی در مورد کل طنزها صحبت میکنه که 4 خونه رو محور اصلی قرار داده

همینطور نظرات بعضی از کاربرانش رو هم براتون میذارم قضاوت با شما

خوندن این مطلب خالی از لطف نیست

 

تابناك، مسعود پيوسته: طنز «چارخونه» سرانجام تمام شد؛ اتفاقي كه احتمالا نمي‌توان آن را واقعا «پايان‌يافته» تلقي كرد و بايد دير يا زود پس از ماه‌هاي محرم و صفر و آغاز سال نو، آغازي ديگرگونه با نام جديدش را با همان آدم‌ها و چند تازه‌نفس تكراري ديگر! بر صفحه تلويزيون (حالا نوع شبكه‌اش مهم نيست، در هر شبكه‌اي) ديد و دوباره با مرور چندباره‌ي «انقلاب در طنز تلويزيوني» از سال 1372 با «ساعت خوش» و جنگ «نوروز 72» و «سال خوش»، همه پخش‌شده‌ها به همان سال 72 رسيد.

اگر داريوش كاردان با «نوروز 72»، مهران مديري را به عنوان يك «ديگرگونه‌بين» به عالم طنز تلويزيوني معرفي كرد كه حضور و نگاه متفاوتش، به رغم تكثير خود از مهران غفوريان، سروش صحت، رضا عطاران و ... تا بازيگراني مثل بيژن بنفشه‌خواه، رضا شفيعي‌جم، سيامك انصاري، جواد رضويان و... و خانم‌ها كه فعلا سحر ولدبيگي و بهنوش بختياري يادم مي‌آيد، همچنان به رغم تازه‌ترين سريال طنز تلويزيوني «چارخونه» که چند شب پيش به پايان رسيد، عملا مخاطب ايراني، بيننده همان جنگ «نوروز 72» است كه تا امروز 86، كش آمده است
.

حدود يك ماه پيش از پخش مجموعه «چارخونه» به طور كاملا تصادفي، سروش صحت را ديدم و از وي پرسيدم كه چرا «طنز تلويزيوني» ما با عنايت به ظاهر تازه به تازه‌اش در سال‌هاي گذشته، هنوز رد «جنگ 72» و «ساعت خوش» را كه نقطه عطف ديگرگونه ديدن طنز تلويزيوني (اعم از فرم و مضمون پيش و پس از انقلاب) است، همچنان از تلويزيون شاهديم؟ او تأييد كرد و گفت: درست است، هنوز آن نگاه يا خط سوم كه در صحنه طنز تلويزيوني متولد شود، رخ نداده و گويا فعلا توليدكننده و مصرف‌كننده همان نگاهيم.

درست مي‌گفت؛ چراكه يك ماه بعد، با پخش اين سريال (طنز چارخونه)، خود، صحتي تازه گذاشت بر پيش‌گفته‌هايش.

غرض، مرور يا واكاوي اين مجموعه طنز نيست، بلكه عمدتا نگاه به مخاطبان ايراني معطوف است كه با بمباران رسانه‌اي با چنين محتوايي در يكي دو دهه اخير، مي‌توان همچنان سطح و مطالبه مخاطبان را كنترل‌شده! نگاه داشت.

اين‌كه همه رضايت دهيم به همين لبخند شبانه‌اي كه سيماي جمهوري اسلامي ايران، سفارش از «توليد» تا «مصرف» آن را به گروه توليدكننده و برنامه‌ساز و به گروه‌هاي عظيم و گسترده مصرف‌كننده (مخاطبان چندميليوني) مي‌دهد و هرگز هم آب از آب تكان نمي‌خورد. آيا به راستي وقت صيقل دادن سطح نياز مخاطب، فرا نرسيده است؟ و آيا نتيجه پخش مجموعه‌اي اينچنين، بايد تنها لبخندي گنگ منتهي به تخدير و بيهوشي شود؟ و آيا نمي‌توان با ملاحظه همه جوانب كنترلي و نظارتي سيما، راهي به سوي خط سوم طنز گشود كه موجب غليان شادابي همراه با هشياري ملي شود؟

این هم نظرات کاربران

 

آيا هدف خنداندن مردم به بی محتوایی است؟چرا مثلا خانم شوهر دار بالغی بايد بیاد عروسکی را بنام شاسخین به مردم قالب کند و مخاطب خود را با ادا اطوارها ببخشید نادان فرض کند؟ اخه چه باوری را میرسونه که شاسخین اینطور و شاسخین انطور کرد؟ اينها چی به مخاطب ياد میده؟

با نظر شما کاملا موافقم مگر یک مورد. سریال شبهای برره نقطه اوج سریال های طنز ایرانی بود که بعد از ان دوباره نزول کردیم. هر قسمت ان مجموعه گوشه ای از فرهنگ پر ایراد ما را به چالش می کشید و چون ایینه در برابر جامعه بود تا ببیند کمبودش را. ۴ خانه اما تکرار تکراری بود که هدفی نداشت جز سرگرمی ان هم نه با طنز که با مسخره بازی بازیگرانش. ولی خوب باز هم به نظر من خالی از لطف نبود. یکی از راههای پیشرفت طنز به راه افتادن شبکه های خصوصی است که رقابت در بهتر بودن بیشتر شود

الحق که درست نوشتید. واقعاً همه چیز در طنز تلویزیونی تکراری شده و روز به روز نیز بی مزه تر می گردد و باز هم باید مهران  مدیری را ناجی تلویزیون نامید.

 

با مطالب فوق الذکر شدیدا موافقم
ایا واقعا این عزیزان دغدغه فرهنگی دارند یا دغدغه های شخصی,چرا اینان که خود را دایه فرهنگ ملی مان می دانند برای ارتقاي این فرهنگ کهن در بین این نسل جدید هیچ نمی کوشند
چرا و چگونه میتوان اینهمه تهاجم به فرهنگ ملیمان را برتابیم
نمونه کوچکی از این تهاجم که شکل گرفت همین طنز چهار خونه بود که بجای استقرار یک نظام خانواده مستحکم , با تبر خود به جان این بنیاد اساسی جامعه افتاد. مگر در فرهنگ ما اینگونه است که روابط خانوادگی بین زن و شوهر-پدر و فرزند-مادر و فرزند اینگونه است.
هیهات از این همه جهالت و جمود که تبری بر فرهنگ کهنمان شده است

با مطالب بالا موافقم. مضاف بر اینکه باید اضافه کنم چنین برنامه هایی کاملا شعور مخاطب رو زیر سوال می برند. لازم بذکر است که به اینطور برنامه ها لقب کمدی باید داده شود و نه طنز.

خدا پدر مادرتون رو بیامرزه که بالاخره این برنامه بی محتوا رو نقد کردید.
متاسفم برای صدا و سیما که به این راحتی بیت المال رو هدر می دن .
آخه سر تا ته این برنامه بی مزه که هر هشت نه تا در میون یکیش قابل تحمل بود چه مشکلی از مملکت رو حل می کنه . متن بسیار ضعیف این سریال از یه طرف و سوژه های صد بار تکرار شده در برنامه های قبلی از طرف دیگه از این برنامه یه برنامه بی مزه و وقت گذران ساخته بود . حتی بازیگرای توانایی مثل آقای شجاع کاوه و لولایی هم با بازی ضعیف و متن ضعیفتر خراب شدن . امیدورام که اگه در آینده نزدیک سیما قراره برای همچین برنامه هایی بودجه در نظر بگیره و قرارداد ببنده اول به طور آزمایشی یه مقدار قرارداد ببنده و اگه مورد استقبال نبودند قرارداد بعدی رو نبنده

با سلام.
بنده به عنوان یک بیننده اصلا از این سریال راضی نبودم. ولی نقدهایی که به آنها اشاره شد، طبق معمول عامه جامعه را فراموش کرده است. اگر اغلب مردم جامعه ساعتی با این برنامه- هرچند بی محتوا و تکراری- خوش بوده اند، برنامه رسالتش را انجام داده است. چرا همیشه فکر می کنیم تلویزیون همه برنامه هایش باید برای قشر روشنفکر باشد؟ آیا سریال به اصطلاح "یانگوم" چیزی برای ارائه داشت؟ ولی طرفداران زیادی هم داشت و باید به این سلایق نیز احترام گذاشت.

به نظر بنده پخش يك چنين برنامه ي بي محتوايي تنها توهين به مخاطبان آن است.آن هم در كشور ي مثل ايران كه به لحاظ طنز يك از غني ترين كشورهاست وانتظار مي رود ازيك رسانه ملي كه ساعتي از اوقات پر دغدغه و پر تنش مخاطبانش را با لحظه هاي خوش وغني از طنز ناب پركند.

همانطور كه همه مي دانيم يكي از ضعف هاي بزرگ رسانه در توليد طنز تلويزيوني و مخصوصاً مجموعه ها ي نود شبي نداشتن فيلمنامه خوب و با محتواست. اما به نظر من اين ايراد فقط به تهيه كننده و كارگردان و نويسنده اين مجموعه ها بر نمي گردد. بلكه ايراد به مسئولين و مديران رسانه مربوط مي شود كه دقت نظر در به ثمر رسيدن اين مجموعه ها ندارند كمااينكه اگر مديران رسانه سختگيرانه تر و دقيق تر نظارت كنند مي توان از همين برو بچه هاي طنز هاي نود شبي از نويسنده و كارگردان و بازيگر و ... كار بهتري را ديد. براي نمونه عرض مي كنم سال گذشته طرح يك مجموعه نود شبي توسط يكي از زير مجموعه هاي صداوسيما ارائه شد كه تقريبا نيمي از فيلمنامه آن توسط يكي از معروف ترين نويسندگان فيلمنامه در كشور نوشته شده بود و مابقي هم در دست نگارش بود.وقتي طرح و فيلمنامه ها به يكي از شبكه ها ارائه شد نظر شوراي فيلمنامه آن شبكه اين بود. فيلمنامه اهميتي ندارد. مهم تيم تهيه مجموعه اعم از تهيه كننده و كارگردان و بازيگران مجموعه است. و كار نگارش يافته را كه به شهادت بسياري از اهل فن مي توانست كار خوبي از آب در بيايد رد شد. بنابر اين مي بينيد كه محتوا و فيلمنامه در اين كارها اصلا ملاك نيست. وقتي از نظر مديران رسانه فيلمنامه و محتوا هيچ اهميتي ندارد از كس ديگري نمي توان توقع داشت

تا بحال چند بار سعي كردم اين سريال را نگاه كنم، ولي هيچ وقت نتونستم تا آخرِش پاي تلوزيون بنشينم!
بنظرم اين سريال به اصطلاح طنز! آنچنان سطح پايينه كه مدام احساس ميكنم عوامل توليد، مخاطب رو دست كم گرفتن و ميخوان عمدا يا سهوا به بيننده توهين كنن
!
ديالوگ و گفتگوي رايج در سريال آنچنان سطح مبتذلي داره كه صد رحمت به محتواي جكهاي پيامكي!
بعيد ميدونم كه از ديدن 1000 قسمت از اين دست سريالها حتي يك كلمه حرف حساب در بياد يا بشه يك جمله مفيد آموخت.
هزار افسوس، كشور عزيزمون ايران با اين پيشينه كهن و ادبيات پر افتخار و برخورداري از بزرگاني همچون رودكي، فردوسي، عطار، سعدي، مولانا و حافظ كه از آثار هر كدومشون ميشه سالها برنامه هاي جذاب و آموزنده سينمايي تهيه كرد و به خردسالان تا كهنسالان ارايه نمود، مردم مظلوم اين خاك و بوم مجبور به ديدن چه برنامه هايي هستند!
دريغ و درد و هزاران افسوس.

من نمیدانم چه اصراری در صدا و سیما هست که اینطور کیفیت را فدای کمیت کنند. سریال چارخونه واقعا به اندازه ده قسمت هم مطلب گفتنی نداشت چه برسد به حدود نود قسمت!!  .. ای کاش این سریالها همان هفته ای یک بار پخش شوند اما روی محتوا, داستان و متن گفتگوها و رفتارها بیشتر فکر شود. وقتی داستان بی محتوا و بی مزه است بهترین استعدادهای بازیگری چه کار میتوانند بکنند...

به نظرم كسادي بازاز سينما باعث شده تا بازيگران و كارگردانان به سيما تنها به چشم يك نانداني نگاه كرده و هجوم آورند و به ساختن سريال هايي از اين دست روي آورند، نكته اي كه در مورد سريال هاي طنز از اين دست به نظر مي آيد آنست كه اينگونه سريالها در صورت جذب مخاطب پس از آنكه به يك نقطه عطف مي رسند آنقدر پس از آن اصرار بر ادامه ساخت سريال مي نمايند كه به راحتي مي توان پوچي و تهي بودن موضوعات و داستان هاي آن كه موجب بي حوصلگي تماشاچي مي گردد را ديد .اگر دقت كرده باشيد يكي از علل موفقيت سريال برره اتمام به موقع سريال و كش ندادن آن بود. براي همين است كه مي گويم اينها به نظر تنها به كسب درامد و انتفاع شخصي فكر مي كنند نه چيز ديگر.

ضمن اعلام موافقت با نظرات شما و خوانندگان محترم باید گفت معلوم میشود که به تنها چیزی که اهمیت داده نمي شود، مخاطب و شعور اجتماعی مردم است حیف از این همه پول هایی که برای ساخت این برنامه هزینه شد ...

عمده مخاطب اين برنامه كودكان و نوجوانان بودند مثلا بچه 4ساله من از اين برنامه خيلي خوشش ميامد نكته ديگر اينكه تومملكت ما هرموضوعي را كه سوژه طنز قرار بدي داد يه عده در مياد و فرياد اعتراض بلند ميكنند انگار همه چيز رو براه و هيچ معضلي وجود ندارد پس نبايد انتظار زيادي از اين برنامه ها داشته باشيم

گوش اگر گوش تو ,ناله اگر ناله من,آنچه البته به جایی نرسد فریاد است!واقعا"مشخص نیست که در این مملکتی که داعیه ام القرای اسلامی رادارد و اکثریت ,خود را پیرو وشیعه ائمه اطهار میدانند, تا کی میخواهند همینطور با بی برنامگی ها وعدم مدیریت صحیح ,منابع ,ثروتها وبیت المال را به هدر بدهند؟!!

 

منم نمیدونم این دختر خانم کیه ولی خیلی بهش حسودیم میشه

نوشته شده توسط آتنا در پنجشنبه 27 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

پوستر شبهای برره

سلام

اینم پوستر از برره ای ها

 برره هیچوقت فراموش نمیشه

یادمون باشه این اثر جاویدان کاره مهران مدیریه

برره بدون نام مهران مدیری معنا نداره

نظر شما چیه؟

راستی اگه میخواین بدونین بعضی از هنرمندان غیر از هنر

 از چه راهی کسب در آمد میکنن به ادامه مطلب سر بزنین جالبه

 

 

باز محرم رسيد، ماه عزای حسين

سينه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسين

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگيرم صفا، من ز صفای حسين

 

نوشته شده توسط آتنا در سه شنبه 25 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

دایره زنگی و همیشه پای یک زن در میان است

با سلام

همونطور که میدونین کم کم داریم به بزرگترین رویداد سینمایی کشور یعنی جشنواره فیلم فجر نزدیک میشیم

مهران مدیری هم با ۲ فیلم همیشه پای یک زن در میان است و دایره زنگی در این جشنواره حضور داره که امیدواریم سهمی از جوایز این جشن بزرگ سینمایی داشته باشه

مهران مدیری در کلکسیون افتخاراتش فقط سیمرغ جشنواره فجر و جشن خانه سینما رو کم داره چون در تلویزیون تمامی جوایز رو درو کرده و چیزی نمونده

امیدواریم داوران هم بازی مهران مدیری رو ببینن (به چشمشون بیاد) چون به شهادت خیلی ها که فیلم همیشه پای یک زن در میان است رو دیدین مهران مدیری میتونه جایزه بهترین بازیگر مرد(مکمل) رو بدست بیاره

همینطور در نظر سنجی که سایت سینمای ما در مورد اینکه مردم بیشتر علاقمندن  کدوم فیلمها رو ببینن فیلمهای دایره زنگی و همیشه پای یک زن در میان است در مکانهای اول و دوم قرار گرفتن

و به اذعان سایت سینمای ما یکی از دلایل استقبال مردم از این دو فیلم حضور مهران مدیری در مقام بازیگر است

ما هم امیدواریم تا خواست خداوند چی باشه...................

این روزها بازار تحلیل در مورد فیلمهای شرکت کننده هم خیلی داغه و هر سایت و روزنامه ای به طور جدا گانه به تحلیل لین فیلمها میپردازن

خبرگزاری مهر و روزنامه جام جم هم در مطلبی به معرفی این فیلمها پرداختن که براتون میذارم

"دایره زنگی" اولین فیلم سینمایی پریسا بخت آور، همسر اصغر فرهادی کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون است. بخت آور که تاکنون در عرصه مجموعه سازی طنز فعالیت داشته آثاری همچون "یادداشت‌های کودکی"، "پشت کنکوری ها"، "افزونه‌خواه کوچک" و "من یک مستأجرم" را در کارنامه دارد که فیلمنامه اکثر آنها را فرهادی نوشته یا بازنویسی کرده است.
با این پیشزمینه به نظر عادی می‌آید که بخت آور برای اولین فیلم سینمایی خود فیلمنامه فرهادی را محور قرار دهد. "دایره زنگی" هم مانند مجموعه‌های این فیلمساز در عرصه طنز و کمدی است و فهرست بلندبالای بازیگران حرفه‌ای آن از نکات جالب است. درباره حضور هدیه تهرانی در فیلم هم حرف و حدیث بسیار بود و با وجودی که این بازیگر در جلسات دورخوانی فیلمنامه شرکت کرد، برخلاف وعده تهیه کننده یک سکانس هم در فیلم بازی نکرد یا به گفته ای حاضر به بازی نشد.
"دایره زنگی" داستان یک روز از زندگی شیرین و محمد است که تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند، تأمین کنند. مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، سروش گودرزی، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز بازیگران اصلی این فیلم هستند.
 
 
 

همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی است. کارگردانی که آثاری نمونه‌وار چون "لیلی با من است"، "مارمولک"، "گاهی به آسمان نگاه کن" و فیلم‌هایی سفارشی مانند "فرش باد"، "یک تکه نان" و... را در پرونده دارد. تبریزی کارگردانی است که هر گاه به خواست خود سراغ مضامین حساس و جسورانه رفته، فیلمی موفق در کارنامه ثبت کرده است.
ضمنا کمدی حیطه‌ای است که او به خوبی می‌تواند توانایی‌های بالقوه خود را در آن به منصه ظهور بگذارد و در نهایت یک فیلم جنجالی بسازد. "همیشه..." بر اساس داستان‌های کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی نوشته شده و در آن بازیگرانی چون مهران مدیری، 
رضا کیانیان، حبیب رضایی، گلشیفته فراهانی، آهو خردمند و اسماعیل خلج بازی کرده‌اند

 
 
 

 

 

و یک خبر جالب از بهنوش بختیاری
 
هنوز- بهنوش بختیاری بازیگر طنزهای 90 شبی به تازگی سریال «چارخونه» ساخته سروش صحت را به پایان رسانده است.


بهنوش بختیاری در مورد خبری که درماهواره‌های فارسی زبان اعلام شده بود  به خبرنگار پایگاه هنری «هنوز» گفت: «من هم نمی‌دانم این خبر از طرف چه کسی پخش شده است اما شنیدم که ماهواره‌های فارسی زبان اعلام کرده‌اند که در ایران امنیت وجود ندارد و کسی به عنوان دایی من گفته است که من برای کار به یکی از دفاتر سینمایی مراجعه کرده‌ام و در آنجا دو انگشت مرا قطع کرده‌اند!»بختیاری که بسیار شوخ طبع است دستانش را نشان داد و گفت: «به خدا من انگشت دارم. هیچ اتفاقی برای من رخ نداده است و من کاملاً سلامت هستم!»
بختیاری که به یکی از وزنه‌های موفقیت سریالهای طنز مبدل شده است گفت: «در حال حاضر در مورد پیشنهادهایی که دارم فکر می‌کنم و هنوز قراردادی را امضا نکرده‌ام.»
 
 
گفتمش آغاز درد عشق چيست...........................گفت آغازش سراسر بندگيست

گفتمش پايان آن را هم بگو.............................گفت پايانش همه شرمندگيست

گفتمش درمان دردم را بگو..............................گفت درماني ندارد ، بي دواست

گفتمش يك اندكي تسكين آن..........................گفت تسكينش همه سوز و فناست

 

نوشته شده توسط آتنا در دوشنبه 24 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطلبی جالی از برره + ساندویچی شبهای برره

سلام دوستان خوبم

یه مطلبی جالبی براتون میذارم بخونین خیلی خنده داره

ولی مطلب قبلی رو حذف کردم خودم هم فکر میکنم خیلی جالب نبود

حالا ببینم نظرتون راجع به این چیه؟

متشکرم مهسای عزیزم لطف داری منم عاشق این متنها هستم

حالا که شما دوست داری به این کار ادامه میدم

 

قبل کارهای فعلی مهران 

که مدیریست نام دیگر ِ آن !

هرکه طنزی نودشبی می ساخت

این نود شب به دیگری پرداخت(!)

منتها بعدِ پخش ِ پاورچین

شد « مدیری » به جام جم همچین

شهرتش تا ورای تهران رفت

شد جهانی ، ز مرز مهران رفت !

سیم و زر جمع کرد صد پشته

این « مدیریتش » مرا کشته !

رفت و مجموعه ی جدیدی ساخت

عده ای را به جان هم انداخت !

طبق معمول ِ بحثهای قدیم

به دو قسمت نبرد شد تقسیم...

عده ای بر مخالفت اصرار

عده ای پافشاری و تکرار

عده ای لب گزیده با دندان

عده ای شاد و راضی و خندان

عده ای شاکی از چنین تهدید

عده ای ویگولنزج عالی بید !

گله ی شاکیان : که این سریال

می کند در زبانمان اخلال

با چنین طنز ِ سست و بی مایه

زده فرهنگ بومی از پایه

برده تاریخمان به زیر سوال

کرده ما را به دست خود پامال

از تهاجم به لحن و لهجه پر است

ظلم بارز به ترک و کرد و لر است

کرده توهین ِ واقعا شومی

به هنرهای ملی و بومی

کرده توهین به قشر دهقانان

ظلم کرده به حرفه ی آنان

نیست اینها حقایق ِ دهقان

مثلا این شقایق دهقان !

نیست اینها نمادی از رشوه

کیست لیلون که می کند عشوه ؟!

گرچه گاهی لطیف و شیرین است

طنز ِ ( دیمی...! ) که گفته اند این است

بعدِ تقریر ِ ! نقدِ منتقدان

نوبتِ سوی دیگر ِ میدان :

این طرف یار و یاور برره

دوستداران ِ کشور برره !

صحبتِ حامیان : که این سریال

هست خیلی تمیز و توپ و باحال

شده مطرح در آن نخستین بار

حکم تبعید روزنامه نگار

می دهند از شعارها خبری

شعرهای بگوری ِ برری

با نگاهی ظریف ، مجموعه

شده نزدیکِ فیلم ممنوعه

هست کافی فقط همین ثمره :

نام ِ نابِ نظام دوبرره

در لباسی نظامی و جنگی

آدمی بی سواد و مافنگی

گرچه قدری به آبشان بستند

دیگران نیز واقعی هستند

دیده هر کس هزارتا لیلون

در خیابان و کوچه و میدون !

دخترانی که بعدِ دانشگاه

آآآه از ناز عشوه هاشان... آه !

جان نثاران به چشم خود دیدیم

بلکه خود پاچه خارتر بیدیم !

یک به یک سمبلند این خُلها

همگان دیده اند طغرلها

طنز محبوبِ مردم ِ برره

شاهکاری بزرگ و بی ضرره !

انتقادش اگرچه بیش و کم است

با همین حال نیز مغتنم است

هست مجموعه ای از این دو کلام :

انتقاد از خواص و نقد عوام .

این هم از گفته ی هواداران

نقل قولی نمودم از یاران

الغرض هر طرف از این پیکار!

همچنان روی حرف خود اصرار

آنچنان شد دمای بحث زیاد

سايت هفت سنگ داد حکم جهاد !

بنده هم طبع خود روان کردم!

نظرم را چنین بیان کردم :

هیچ گربه برای رَبَِّ کریم

نکند هیچ موش را تکریم !

جام جم نیز در پی چیزیست

که در این ماجرا مشخص نیست

پای این طنز گرچه می خندیم

نیش خود را به وقت می بندیم...

***

منتقد گفت بعدِ دلپیچه

اینکه گفتید « نقد » یعنی چه ؟!

 

 چطور بود خوشتون اومد؟

 

و اینم یه عکس جالب عجب ذوقی

نظرتون چیه؟

من نمیدانم که چرا می گویند زمین گرد است...
چون اگر گرد بود ما با این همه دویدن بالاخره یک جای این زمین یکدیگر را میدیدیم...بد می گویم؟

و نمیدانم که چرا می گویند با صبر غوره حلوا می شود...
این همه صبر کرده ام نه غوره ای حلوا می شود، نه ایوبی می شوم نه چیز دیگر
...
گویی همه حرفهای این دنیا غلط از آب در می آید
...
نکند اشتباه آمده ایم؟
...
کم کم به همه چیز مشکوک می شوم
...
به درختها... نکند اینها که می بینیم ریشه است؟

به آسمان... نکند این آسمانی که می بینیم دریاست؟

به تو حتی... شاید تو هم اشتباهی اینجایی؟

چه کسی این جهان را وارونه کرده است؟

شاید چشم های من می بایست هوش تو را می برد
...
شاید...تولد جای دیگریست...زیر خاک

شاید قرصها برای این بوجود آمده اند که تولد را به تاخیر بیاندازیند
...
شاید
...................................

نوشته شده توسط آتنا در یکشنبه 23 دی1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

کار جدید کلید خورد

 

خبر گزاری فارس:  با حضور فيض‌نوروزي و فلامك جنيدي؛

«مهران مديري» سريال جديد خود را كليد‌زد

خبرگزاري فارس: «مهران مديري» مجموعه جديد طنز خود را با حضور بازيگراني چون

«رضا فيض نوروزي» و «فلامك جنيدي» كليد زد>>

 

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» مجموعه جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده است در لوكيشني در خيابان ملاصدراي تهران كليد زد.
بنابر اين گزارش، اين مجموعه جديد در 15قسمت براي پخش در ايام نوروز1387 ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
تا به حال حضور بازيگراني چون سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري و اليكا عبدالرزاقي در آن قطعي شده و احتمالا بازيگران سرشناس ديگري مانند «امين حيايي» و «خسرو شكيبايي» نيز در دو قسمت آن حضور خواهند داشت.
داستان‌هاي اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران هستند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد، به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان‌ها حضوري كوتاه خواهند داشت.
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار غيرتلويزيوني ساخته شده توسط او، مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.

 

 

بچه ها یه خبر دسته اول بخونین

 

هنوز: مهران مدیری که پس از سریال «باغ مظفر» از تلویزیون دور شده بود...

سریالی را برای 13 روز عید در دست تهیه و تولید دارد.
مدیری که یکی از طنازان طراز اول هنر هفتم ایران به شمار می‌آید تصمیم گرفته است در این سریال از بازیگران سرشناس سینمایی چون
 خسرو شکیبایی و امین حیایی بهره برد.
گفتنی است؛ مهران مدیری از گروه خود نیز غافل نمانده و از حضور بهنوش بختیاری و سعید پیردوست و... استفاده خواهد کرد و اینبار  هم مطابق همیشه نقش اصلی سریال را خود ایفا خواهد کرد.
سریال مهران مدیری تصورات گذشته و تخیلات آینده انسانها را به تصویر خواهد کشید که در این راستا
خسرو شکیبایی و امین حیایی فقط در دو قسمت آن حضور دارند.
شایان ذکر است؛ مهران مدیری یکی از بازیگران انتخابی بهرام بیضایی در فیلم «لبه پرتگاه» بود که در همان مراحل اولیه متوقف شد.
 
 نظرتون چیه؟ به نظرتون راسته؟